اعتماد بیش از حد
و .....
اعتماد بیش از حد گاهی به قیمت جانتان تمام خواهد شد

و .....
اعتماد بیش از حد گاهی به قیمت جانتان تمام خواهد شد

آسمان چشم او آینه کیست --------------آن که چون آینه با من روبرو بود
درد و نفرین درد و نفرین بر سفر باد------ سرنوشت این جدایی دست او بود
گریه مکن که سرنوشت--------------- گر مرا از تو جدا کرد
عاقبت دلهای ما ---------------------با غم هم آشنا کرد
چهره اش آینه کیست -----------------آنکه با من روبرو بود
درد و نفرین بر سفر -----------------این گناه از دست او بود
ای شکسته خاطر من----------------- روزگارت شادمان باد
ای درخت پرگل من ------------------نو بهارت ارغوان باد
ای دلت خورشید خندان --- سینه تاریک من ---- سنگ قبر آرزو بود
آنچه کردی با دل من ------------------قصه سنگ و سبو بود
من گلی پژمرده بودم ------------------گر تو را صد رنگ و بو بود
ای دلت خورشید خندان ----سینه تاریک من ----- سنگ قبر آرزو بود
ای شکسته خاطر من ------------------روزگارت شادمان باد
ای درخت پرگل من -------------------نو بهارت ارغوان باد
ای دلت خورشید خندان ---سینه تاریک من ----سنگ قبر آرزو بود
شعر : پرویز وکیلی
امیدوارم هیچکس هیچوقت مریضی مادرشو نبینه
تنها یکی درختام
و جز اینام هنری نیست
که آشیانِ تو باشم
ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﺩﺭﺩﻡ ﭼﯿﻪ
ﺩﻧـﯿﺎﯼ ِ ﻏـﺮﯾﺒـﯽ ﺳﺖ …
ﺑـﻪ ﯾﮑـﯽ ﮐـﻪ ﺩﺳـﺖ ﻣﯽ ﺩﻫـﯽ
ﻣـﯽ ﺩﺍﻧـﯽ ﮐـﻪ ﺩﯾـﺮ ﯾـﺎ ﺯﻭﺩ
ﺍﺯ ﺩﺳـﺘﺶ ﻣـﯽ ﺩﻫﯽ
ﺑﻪ ﻟﺬﺕﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﯿﮏ ﻫﯿﭻ ﺁﺩﻣﯽ ﻧﺨﻨﺪﯾﻦ .... ﺷﺎﯾﺪ ؛ ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻨﺎ
ﺑﺮﺍﺵ ﻣﻮﻧﺪﻩ
ﺗﺸﻨﮕﯽ ﺑﻬــــﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ
ﺁﺏ ﺭﺍ ، ﺑﺎ ﻟﯿــﻮﺍﻥ ِ ﺗــﻮ ﻣﯽ ﺧـﻮﺍﺳـــﺘﻢ
نجابت و تواضع دیگران را به حساب حماقتشان نگذاریم
مـــــــــادرم...
نمی خواستم نبودنت از شمارش انگشتانم بیشتر شود ...
اما این روزها ...کاری از دستانم بر نمی آید
من فقط مـــــــــادر می خواندمش...
ولی او یک فرشته بود
هيچوقت به شکي که به دلت افتاد، شک نکن
خدایا
حکمت قدم هایی را که برایم بر می داری بر من آشکار کن
تا درهایی را که به سویم می گشایی،ندانسته نبندم
و در هایی که به رویم می بندی به اصرار نگشایم...
ﺳﯿﻠﯽ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﻭﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻭﺳﻂ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ
ﺭﻭﯾﺎ ﻫﺴﺘﯽ
دلم برای آن روزها و لحظه ها که تو از من حمایت میکردی تنگ شده...
وقتی پشت سرت پناه میگرفتم تا تو از من دفاع کنی...
آن لحظه ها را حالا قدر میدانم مـــــــادرم....
وقتی مورد حجوم بیرحمانه ظلم زمانه قرار میگیرم ..
ﺍﮔﻪ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ؛ ﺧﺪﺍ
ﺭﻭ ﺷﮑﺮ ﻧﻤﯿﮑﻨﯽ....ﺣﻘﯽ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﺮ
ﺍﺷﮑﯽ ، ﺍﻭﻧﻮ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﮐﻨﯽ
دست تو اگر بود ......
دست من در جیبم نبود
او هم مادر است .......
زشت باشد یا زیبا
جوان یا پیر
فقیر پاپتی یا یک پرنسس
قاتل باشد ، دیوانه باشد ، فاحشه باشد ............
باز هم او یک مادر است
با همان احساس لطیف .........
( محا )
ﮔﺎﻫﯽ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻧﻪ ﭘﻮﻝ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﻧﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﻭ
ﻧﻪ …
ﯾﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺩﻝ ﺧﻮﺵ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ !
ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺩﻝ ﺧﻮﺵ …
تنهایی آدمها به عمق یک دریاست ولی برای پر کردنش یک لیوان محبت
کافی است
ﻳﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﻳﯽ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺳﺮ ﺟﻤﻊ ﺩﻭ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﻫﻢﻧﺒﻮﺩﻩ ؛ ﺍﻣﺎ...
ﻳﻪ ﻋﻤﺮﻩ ﻳﺎﺩﺵ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﺎ ﺭﻭ ﺩﺍﻏﻮﻥ
ﻣﻴﮑﻨﻪ
همه ی کسانی که الان بر عشق لعنت میفرستن
روزگاری عاشقترین انسان این شهر بودن
مرغ عشق فخر نفروش...
معشوق تو هم به لطف قفس است که وفادار مانده
وقتی یکی بهت میگه " تو دیگه عوض شدی" یعنی اینکه " تو دیگه مثه سابق مطابق میل من رفتار نمیکنی"...
عامیانه ش میشه: تو دیگه خر خوبی نیستی
خـــدایا … نــرسـان “زمـانی” را کـه بــرای زنـدگی؛ همـه چیـز داشتـه باشیـم غیـر از “زمـان”
چون بعضیا رو درک نمیکنیم بهشون میگیم دیوانه
ویولن زن شهر می نواخت
کنار دریا می نواخت
عاشقانه می نواخت
مبهوت می شدی از صدای سازش
می گفت : پری دریایی عاشق من است
موج ها را روانه ساحل می کند تا پایم را قلقلک کنند
می نوازم ، لبخند می زند
با من عشقبازی می کند
پری دریایی عاشق من است
دیوانه من است .....
و ما می خندیدیم
می گفتیم ویولن زن دیوانه است
............ ویولن زن که مرد دیگر هیچ کس کنار ساحل آنجا
موج ها را ندید ..........
( محا )
نقــــــابت را بردار ...
عـــــــــــروسک کــــــــــوکـــــــی ...
تو چه می دانی که " عشـــــــــق " چیست
تماشایی تو هستی
دیدنت را دوست دارم ............
لب هایم آلزایمر گرفته و لبخند را فراموش کرده است
ای فرشته عشق
به حرمت صبح
دعایم کن ...........
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻫﺎﯾﻢ ﻋﺠﯿﺐ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ .........
آدمهاي خوب از ياد نميرن " از دل نميرن " از ذهن نميرن "
ولي .... زودتر از اينکه فکرش رو بکني از پيشت ميرن
کل آب اقیانوس هم نمی تواند یک قایق را غرق کند مگر آن که خود قایق سوراخ باشد
............. از ماست که بر ماست
اینجا خوب که باشی، احمقت می خوانند ,,,
غیرتت را تحجر
صداقتت را بی عرزگی
ادبت را وظیفه معنا می کنند
خلاصه اینجا خوب که باشی، هیچ کجا جایی نداری
مـــراقــب حــرفـهــایتـان بـــاشـیـد ،
وقـتـــی زده شــدنــد فـــقـط قــابـــل بــخـشــش هـستــــنــد نـــــه
فـــرامــوش شـــدن…
مقصد جایی در انتهای مسیر نیست...
مقصد لذت بردن از قدمهاییست که بر میداریم
جهان سوم جايي است كه مردمش به فکر "آمدن" یه روز خوب
هستند نه "آوردنش"
دنيا اگه تنهام گذاشت تو منو انتخاب كن
درد مــن چشمانــي بـــود كــه
بــه مـــن اشـــك هديــه ميـــداد
و بـــه ديگــــران چشمـــک
و زیبایی آسمان و ترنم صبح و طنین صدای باد را محکوم به مرگی می بیند و می فهمد که تا چند لحظه دیگر بیشتر زنده نیست ........
( محا )
و طناب های دار می رقصند
هنگامی که اعدامی ها پایکوبی می کنند
در تقلای یک نفس ......
( محا )
بی عصـا بــه آب خواهم رفت
موسی اگر ایمـان داشت
من امیـــد دارم
سخت بود......
فراموش کردن کسی
که با او
همه چیز و همه کس را
فراموش میکردم
شب سیاه قصه را هوای تو سحر کند ...........
و هیچگاه ، هیچکس ندانست باران ذره های خودکشی یک ابر است
دكتر ربابه شيخ الاسلام
ما در کشورمان محصولاتی داریم که بطور طبیعی ارگانیک هستند ،جنگل های وسیع درخت انجیر در اصطهبان فارس نمونه ای از انجیر بکر است . این جنگل ها سالیان سال در محیط طبیعی رشد کرده اند و بهترین محصول را دارند.
انار یکی دیگر از محصولات ارگانیک کشورمان است ولی چون این محصولات به طور فله ای به بازار مي آیند و بسته بندی با مشخصات مانند محل کشت ،تاریخ برداشت و... مهم تر شماره تایید ارگانیک بودن محصول روی آنها نیست، مردم نمي دانند که آیا هر اناری یا هر محصولی که فروشنده ادعا ميکند ارگانیک است واقعا محصول بکری است یانه و یا انواع سیفی و تره باری که در بازار ادعا مي شود ارگانیک است و بهمین دلیل باید پول بیشتری برای آن پرداخت واقعا ارگانیک است؟
سازمان متولی که باید برغذا از مزرعه تا سفره نظارت کامل و کافی داشته باشد در کشور ما وجود ندارد بهمین جهت وقتی از غذاهای ارگانیک سخن به میان مي آید مشخص نیست چه اداره یا سازمانی متولی است و مسوولیت دارد.
مشکلات محصولات ارگانیک و چرخه ارگانیک
این چرخه یک وضعیت ایده آل را در بلند مدت ترسیم کرده است و تا زمانی که متولیان خاک و آب ،محیط زیست و سلامت در کشوری با هدف مشترک با هم و در کنار هم و با عزم مشترک کار نکنند دستیابی به این روند میسر نیست دستیابی به غذای ایمن و بدون باقیمانده های شیمیایی و در حقیقت آغاز حلقه یک زندگی ارگانیک و یک جهان سالم تر است.

در حال حاضر ما در کشور این وفاق را نداریم و متاسفانه تولید کنندگان محصول ارگانیک با سرمایه گزاری های مناسب با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم ميکنند
غذاهایی که به نام غذای پاک در سامانه های فروش میوه و تره بار ترویج ميشود ارگانیک نیستند اگر چه تلاش زیادی برای تولید آنها زیر چتر مديريت و مبارزه تلفيقي با آفات و بيماريهاي گياهي باب شده است واگر چه مصرف کمتر سموم و مصرف بهینه کود را ترویج ميکند ولی از نظر تعریف محصول بدست آمده نمي تواند بنام ارگانیک وارد بازار شود
از طرف دیگر کشور نیاز به باز طراحی آزمایشگاههایی غذا و دارو دارد بهگونه ای که این آزمایشگاهها بتوانند با هزینه معقول و نه بسیار گران محصولاتی که داعیه ارگانیک بودن دارند را آزمایش و به آنها برچسب مخصوص بدهند.
این اقدام کمک به مردمي است که مایلند با پرداخت پول بیشتر غذای سالم تری را روی سفره خانواده ببرند و در صورتی که این برچسب ها و یا شماره پروانه خاص به این محصولات داده نشود هم مردم سر در گم ميمانند و به محصول اعتماد نمي کنند و هم زمینه برای سواستفاده از نا آگاهی و فروش محصولات غیر ارگانیک بجای ارگانیک گسترش مي یابد .
رفرنس : بهسایت