فروغ فرخزاد .....



یکشنبه سوم دی ماه  مجری جوان و با اخلاق ورزشی نیما نهاوندیان جان به جان آفرین تسلیم کرد


روانش شاد و یادش جاودانه 



http://www.javanonline.ir/images/docs/000502/n00502733-b.jpg









به مناسبت 8 دی سالروز تولد فروغ





فروغ فرخزاد


فروغ‌الزمان فرخزاد (زادۀ ۸ دی ۱۳۱۳ - درگذشته ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵) شاعر معاصر ایرانی است. وی پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونه‌های قابل توجه شعر معاصر فارسی هستند. فروغ فرخزاد در ۳۲ سالگی بر اثر تصادف اتومبیل درگذشت.

فروغ با مجموعه‌های «اسیر»، «دیوار» و «عصیان» در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد. سپس آشنایی با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز سرشناس ایرانی و همکاری با او، موجب تحول فکری و ادبی در فروغ شد. وی در بازگشت دوباره به شعر، با انتشار مجموعه «تولدی دیگر» تحسین گسترده‌ای را برانگیخت، سپس مجموعه «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» را منتشر کرد تا جایگاه خود را در شعر معاصر ایران به عنوان شاعری بزرگ تثبیت نماید.

بعد از نیما یوشیج فروغ، در کنار احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث و سهراب سپهری از پیشگامان شعر معاصر فارسی است. نمونه‌های برجسته و اوج شعر نوی فارسی در آثار فروغ و شاملو پدیدار گردید.




زندگینامه

فروغ در ظهر ۸ دی‌ماه در خیابان معزالسلطنه کوچه خادم آزاد در محله امیریه تهران از پدری تفرشی و مادری کاشانی‌تبار به دنیا آمد.

پوران فرخزاد خواهر بزرگتر فروغ چندی پیش اعلام کرد فروغ روز هشتم دی ماه متولد شده و از اهل تحقیق خواست تا این اشتباه را تصحیح کنند.

فروغ فرزند چهارم توران وزیری‌تبار و محمد فرخزاد است. از دیگر اعضای خانواده او می‌توان برادرش، فریدون فرخزاد و خواهر بزرگترش، پوران فرخزاد را نام برد.

فروغ با مجموعه‌های اسیر، دیوار و عصیان در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد.


ازدواج با پرویز شاپور

فروغ فرخزاد و همسرش پرویز شاپور که بعد از وی جدا شد

فروغ در سالهای ۱۳۳۰ در ۱۶ سالگی با پرویز شاپور طنزپرداز ایرانی که پسرخاله مادر وی بود، ازدواج کرد. این ازدواج در سال ۱۳۳۴ به جدایی انجامید. حاصل این ازدواج، یک پسر به نام کامیار بود.

فروغ پیش از ازدواج با شاپور، با وی نامه‌نگاری‌های عاشقانه‌ای داشت. این نامه‌ها به همراه نامه‌های فروغ در زمان ازدواج این دو و همچنین نامه‌های وی به شاپور پس از جدایی از وی بعدها توسط کامیار شاپور و عمران صلاحی در کتابی به نام «اولین تپش‌های عاشقانهٔ قلبم» منتشر گردید. 

سفر به اروپا

پس از جدایی از شاپور، فروغ فرخ‌زاد، برای گریز از هیاهوی روزمرگی، زندگی بسته و یکنواخت روابط شخصی و محفلی، به سفر رفت. او در این سیر و سفر، کوشید تا با فرهنگ اروپا آشنا شود. با آنکه زندگی روزانه‌اش به سختی می‌گذشت، به تئاتر و اپرا و موزه می‌رفت. وی در این دوره زبان ایتالیایی، فرانسه و آلمانی را آموخت. سفرهای فروغ به اروپا، آشنایی‌اش با فرهنگ هنری و ادبی اروپایی، ذهن او را باز کرد و زمینه‌ای برای دگرگونی فکری را در او فراهم کرد.

آشنایی با ابراهیم گلستان و کارهای سینمایی فروغ

آشنایی با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز سرشناس ایرانی و همکاری با او، موجب تغییر فضای اجتماعی و درنتیجه تحول فکری و ادبی در فروغ شد.

در سال ۱۳۳۷ سینما توجه فروغ را جلب می‌کند. و در این مسیر با ابراهیم گلستان آشنا می‌شود و این آشنایی مسیر زندگی فروغ را تغییر می‌دهد. و چهار سال بعد یعنی در سال ۱۳۴۱ فیلم خانه سیاه‌است را در آسایشگاه جذامیان باباباغی تبریز می‌سازند. و در سال ۱۳۴۲ در نمایشنامه شش شخصیت در جستجوی نویسنده بازی چشمگیری از خود نشان می‌دهد. در زمستان همان سال خبر می‌رسد که فیلم «خانه سیاه‌است» برنده جایزه نخست جشنواره اوبر هاوزن شده و باز در همان سال مجموعه تولدی دیگر را با تیراژ بالای سه هزار نسخه توسط انتشارات مروارید منتشر کرد. در سال ۱۳۴۳ به آلمان، ایتالیا و فرانسه سفر می‌کند. سال بعد در دومین جشنواره سینمای مؤلف در پزارو شرکت می‌کند که تهیه کنندگان سوئدی ساختن چند فیلم را به او پیشنهاد می‌دهند و ناشران اروپایی مشتاق نشر آثارش می‌شوند. پس از این دوره، وی مجموعه تولدی دیگر را منتشر کرد. اشعار وی در این کتاب تحسین گسترده‌ای را برانگیخت؛ پس از آن مجموعه ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را منتشر نمود.

پایان زندگی

آخرین مجموعه شعری که فروغ فرخزاد، خود، آن را به چاپ رساند مجموعه تولدی دیگر است. این مجموعه شامل ۳۱ قطعه شعر است که میان سال‌های ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۲ سروده شده‌اند. به قولی دیگر آخرین اثر او «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» است که پس از مرگ او منتشر شد.

در میان سال‌های ۱۳۴۲-۴۳ فروغ یکبار دست به خودکشی زد که یک جعبه قرص گاردنال را خورد ولی خدمتکارش در هنگام غروب متوجه شد و او را به بیمارستان البرز برد

فروغ فرخزاد در روز ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵ هنگام رانندگی با اتوموبیل جیپ شخصی‌اش، بر اثر تصادف در جاده دروس-قلهک در تهران جان باخت. جسد او، روز چهارشنبه ۲۶ بهمن با حضور نویسندگان و همکارانش در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. آرزوی فروغ ار زبان خودش:

آرزوی من آزادی زنان ایران و تساوی حقوق آن‌ها با مردان است... من به رنج‌هایی که خواهرانم در این مملکت در اثر بی عدالتی مردان می‌برند، کاملاً واقف هستم و نیمی از هنرم را برای تجسم دردها و آلام آن‌ها به کار می‌برم. آرزوی من ایجاد یک محیط مساعد برای فعالیت‌های علمی هنری و اجتماعی زنان است.




پرونده:Foroogh.JPG



آثار



فروغ در آثار دیگران

ناصر صفاریان در سال ۱۳۸۱ سه فیلم مستند با نام‌های جام جان، اوج موج و سرد سبز دربارهٔ فروغ ساخت که در آن با افراد زیادی همچون کاوه گلستان فرزند ابراهیم گلستان، بهرام بیضایی کارگردان سینما، فریدون مشیری شاعر، مادر و خواهر فروغ فرخزاد و کسان دیگری گفتگو شده‌است. همچنین در این فیلم عکس‌های منتشر نشده بسیاری از فروغ به نمایش گذاشته شده‌است.

مهتاب مرال خواننده ترک در آلبوم سال ۲۰۱۱ خود ترانه‌ای با نام Kayıp (گمشده) بر اساس شعر گمشده فروغ اجرا نموده‌است













شعر ماه

زندگی از نظر من همین شعر حافظ است و بس



الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها   که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل​ها
به بوی نافه​ای کاخر صبا زان طره بگشاید   ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل​ها
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم   جرس فریاد می​دارد که بربندید محمل​ها
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید   که سالک بی​خبر نبود ز راه و رسم منزل​ها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل   کجا دانند حال ما سبکباران ساحل​ها
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر   نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل​ها
حضوری گر همی​خواهی از او غایب مشو حافظ   متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها











ای آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید

یک نفر در آب دارد می سپارد جان

یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند

روی این دریای تند و تیره و سنگین که میدانید

آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن

آن زمان که پیش خود بیهوده میپندارید

که گرفتستید دست ناتوان را

تا توانایی بهتر را پدید آرید

آن زمان که تنگ میبندید

بر کمرهاتان کمر بند

در چه هنگامی بگویم من؟

یک نفر در آب دارد می کند بیهوده جان قربان

ای آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید

نان به سفره جامه تان بر تن

یک نفر در آب می خواند شما را

موج سنگین را به دست خسته می کوبد

باز میدارد دهان با چشم از وحشت دریده

سایه هاتان را ز راه دور دیده

آب را بلعیده در گود کبود و هر زمان بی تابیش افزون

می کند زین آبها بیرون

گاه سر گه پا

ای آدمها

او ز راه دور این کهنه جهان را باز می پاید

می زند فریاد و امید کمک دارد

ای آدمها که روی ساحل آرام در کار تماشایید

موج می کوبد به روی ساحل خاموش

پخش می گردد چنان مستی به جا افتاده بس مدهوش

می رو نعره زنان .وین بانگ از دور می آید

"ای آدمها"...

و صدای باد هر دم دلگزارتر

در صدای باد بانگ او رهاتر

از میان آبهای دور و نزدیک

باز در گوش می آید این نداها

  "ای آدمها..........             



نیما یوشیج                               

واسه خاطر دل تو



چشم دیدن
باد را هم ندارم،
وقتی موذیانه،
از لابلای موهایت
عبور می کند




هر وقت از كسي يا چيزي ناراحت شدي

فقط يك لحظه به نبودنش فكر كن




درست زمانی که از وضعیت زندگیت شکایت میکنی،
مردمانی هم هستند که
برای داشتن زندگی مثل تو و بودن به جای تو حاضرند به هر کاری دست بزنند




برابری آدم ها را
تنها در گورستان خواهی دید
وقتی که برف می بارد




لطــفـــــ ِ عشــــق بــــه بــداهــــه بــودنـــش اسـتــــــ.

سنـــاریـــــو ننـــویــــــس




آدمـها ، مثل ِ سایه اند
ازشـون فــرار کنی
دنبــالت میدوند
دنبالشون که بــدویی
ازت فــرار می کنند




گـاهـی نـدانـسـته از یــک نـفـر بـتی درســت مــیـکـنیم

آنــقـدر بـزرگ که از دســت حضرت ابـراهـیـم نـیـز کــاری بـر نـمی آیـد




ﻫـﺮ ﭼﻘــﺪﺭ ﮐــﻪ ﺁﺩﻣﻬــﺎ ﺭﻭ ﺑﯿﺸﺘــﺮ ﻣﯿﺸﻨــﺎﺳــﯽ
ﺗﻨﻬــــﺎﯾﯿــﺖ ﺩﻟﭽﺴــﺐ ﺗـﺮ ﻣﯿﺸــﻪ




یادمون باشه که هیچکــــــــس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم چون خرد میشه میشکنه
و آهسته میمیره .....




تو نباشی .....

باران هم زیبا نیست




آرام شده ام

مثل درختی در پاییز

وقتی تمام برگ هایش را
باد برده باشد




این تلخ‌ترین عذاب دنیاست
بعضی‌ها دوست داشتنی هستند اما
نباید دوستشان داشت ............




در بدرقــــــه چشمان تو نميتوان غربت را فراموش كرد و ......

كوچــــــه سرشار ميشود از وداعي عاشقانــــه...




دلم بهانه ات را می گیرد ...
چقدر امروز حس می کنم نبودنت را ...
صدایت در گوشم می پیچد و من می گویم
جانم
مرا صدا کردی ......

بیا ......................................




تو که نیستی همه قهوه ها در کافی شاپ تلخ است .......




غمگین ترین روز زندگی ما انسانها روزیست که احساس می کنیم با ارزشترین موجود زندگیمون میخواد به نبودنمون عادت کنه





رفتنت آنقدرها که فکر می کنی
فاجعه نیست
فقط .....
من مثل بیدهای مجنون
ایستاده می میرم




مرا می شکنی
سرت را با افتخار بالا می گیری
ببین از سقف بالای سرت
چگونه غرور چکه می کند
مغرور نباش
که روزی این سقف شکسته
روی سرت خراب می شود




بهترین لذت دنیا اینه که بدونی یه نفر خیلی دوستت داره




خدایا تنها نگذار... دلی را که هیچکس دردش را نمیفهمد ...

چرا که خود می دانی چه سخت است تنهایی




دیدی که بعضی‌ وقت‌ها بُغضی توی گلوته
نمی‌خوای گریه کنی‌ جلو کسی‌ که پهلوته




برایت مینویسم دوستت دارم ,میدانم که نمیدانی...

ولی میدانم که میخوانی...

آرزویم این بود که نخوانده بدانی




فرشته ها را دوست ندارم

هیچ کدام بوی مادرم را نمی دهند




سکوتــــ میکنم

بگذارحرفها آنقدر یکدیگر را بزنند تا بمیرند




چه دلتنگم
برای همه ی اتفاق هایی که نیفتادند




دوستت دارم " را برای روز مبادا مگذارید ...
روز مبادا ، هیــــچگاه خبـــــــــر نمیدهد ..




ما به هم نمی رسیم....
امّا بهترین غریبه ات می مانم ...
که تو را همیشه دوست خواهد داشت ....




من تا به حال از معجزه ی دستانت چیزی نگفته ام
دستهایی که خالی رو به آسمان می شود و
پر باز می گردد

مادر ................................




کسی که به امید شانس زنده است ......

سالهاست که مرده است




تو دیگر نیستی.......
و این برای یک عمــــــــــر گریه کردن کافیست




پائیز که شد
به جُرم ِ کم کاری اخراجش کردند
رُفتگری که عاشق شده بود
عاشق راه رفتن روی برگهای چنار ریخته شده در روی زمین




خودتو بذار جای کسی که به یه پلاکِ زنگ زده. می گه بابا




تو و من و دو آغوش ......

عشقبازی به همین آسانی است




“دوستت دارم”
نگو تکراریست،
شاید روزى نباشم که تکرارش کنم




به کعبه نیازی نیست
طواف می کنم "مادری" را که ...
برای لمس دستانش هم وضو باید گرفت




ﺧـﺪﺍﯾــﺎ ﺍﮔـﻪ ﯾـﻪ ﺭﻭﺯ ﻓﺮﺍﻣــﻮﺵ ﮐـﺮﺩﻡ ﺧـﺪﺍﯼ ﺑﺰﺭﮔــــﯽ
ﺩﺍﺭﻡ،ﺗﻮ ﻓﺮﺍﻣـــﻮﺵ ﻧﮑــﻦ ﮐﻪ ﺑــﻨﺪﻩ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺩﺍﺭﯼ




زل میزنی به سقف
انگاری که داری چراغو نگاه میکنی
ولی واقعیت اینه هیچی رو نمی بینی
فقط داری به گذشته ت فکر میکنی
چی شد اینطوری شد




تویی که مرا در حال سقوط می بینی ،

آیا تا به حال اندیشیده ای که شاید تو وارونه ایستاده ای




ذهنم از کلمات خسته‌ است
روحم از راه

بگذار برای تو چای بریزم
و جایی غیر از شعر
دوستت بدارم





گفتگو با دكتر كيمياگر:هورمون‌درمانی در باشگاه‌های بدنسازی، معجزه یا تقلب



گفتگو با دكتر كيمياگر:هورمون‌درمانی در باشگاه‌های بدنسازی، معجزه یا تقلب؟


15عدد تخم‌مرغ نیمرو یا آب‌پز، 5 عدد سفیده تخم‌مرغ، 4 لیوان شیر، 5 عدد موز، 250 تا 400 گرم گوشت قرمز، مکمل‌های پروتئینی و اسید آمینه.

این رژیم غذایی روزانه‌ای است که در برخی باشگاه‌های بدنسازی و پرورش اندام به ورزشکاران جوانی که بیشتر آنها زیر 20 سال سن دارند، توصیه می‌شود.
اما آیا واقعاً پیروی از رژیمی با این مقدار پروتئین و کالری توصیه شده به جوانان از روی اصول تغذیه و ورزش است یا نه؟

15عدد تخم‌مرغ نیمرو یا آب‌پز، 5 عدد سفیده تخم‌مرغ، 4 لیوان شیر، 5 عدد موز، 250 تا 400 گرم گوشت قرمز، مکمل‌های پروتئینی و اسید آمینه.
این رژیم غذایی روزانه‌ای است که در برخی باشگاه‌های بدنسازی و پرورش اندام به ورزشکاران جوانی که بیشتر آنها زیر 20 سال سن دارند، توصیه می‌شود.
اما آیا واقعاً پیروی از رژیمی با این مقدار پروتئین و کالری توصیه شده به جوانان از روی اصول تغذیه و ورزش است یا نه؟ این سؤالی است که دکتر مسعود کیمیاگر، متخصص تغذیه و رژیم‌درمانی و استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در این گفت‌وگو به آن پاسخ می‌دهد.

آقای دکتر، دلیل اینکه برخی از افراد خیلی لاغر هستند، چیست؟

افراد لاغر بر چند دسته هستند: برخی از این افراد به‌طور سرشتی لاغرند و ژن لاغری دارند یعنی در خانواده آنها بستگان نزدیکشان لاغر بوده‌اند. این افراد چاق شدنشان دشوار است چون کارخانه چربی‌سازی‌ بدنشان خوب کار نمی‌کند و در بسیاری از موارد شاید به زحمت بتوان وزن آنها را افزایش داد.

یعنی تا آخر عمر این لاغری همراه آنهاست؟

البته شاید بعد از سنین بلوغ و بعد از ازدواج مقداری افزایش وزن پیدا کنند ولی عده‌ای از آنها نیز وزنشان تغییر چندانی نخواهد کرد. حتی از بین افرادی که به ما مراجعه می‌کنند بین 20 تا 30 درصدشان رژیم پر کالری هم که دریافت می‌کنند تأثیری در اضافه وزنشان نخواهد داشت.

در این میان یک عده از افراد هم دچار بی‌اشتهایی روانی شده‌اند. اینطور نیست؟

همینطور است. اینها کسانی بوده‌اند که قبلا چاق بودند و حالا با رژیم‌های سخت لاغر شده‌اند و از خوردن یک قاشق غذای اضافه‌تر وحشت دارند. رفع کردن این بی‌اشتهایی خیلی سخت است.
برای همین است که ما همیشه هشدار می‌دهیم افرادی که بیش از حد لاغرند، بیشتر مبتلا به بیماری‌های عفونی و سرماخوردگی‌ها می‌شوند و حتی در خانم‌های بسیار لاغر این امر، منجر به پوکی استخوان می‌شود. تحمل سرما نیز در این افراد بسیار کم است و حتی معمولا بارداری ناموفقی دارند.
ولی این نکته را هم به یاد داشته باشید که به هر حال 80 درصد افرادی که به‌طور سرشتی بی‌اشتها هستند را با صبر و حوصله می‌توان به وزن ایده‌آل برگرداند.

چطور؟

ببینید، برخی از این افراد خیلی کم غذا می‌خورند یا حوصله غذا خوردن ندارند. در این افراد ما نمی‌توانیم اصل و میزان غذا را زیاد کنیم مثلا اگر کسی می‌گوید که من برای ناهار یک کفگیر برنج می‌خورم، نمی‌توانیم به او بقبولانیم که از این میزان غذایش را بیشتر کند چون اگر می‌توانست، تا حالا این کار را کرده بود. اشتهای این فرد یک حد معین دارد برای همین ما باید روی حاشیه وعده‌های غذایی این فرد کار کنیم.

یعنی گنجاندن موادی به غیراز مواد غذایی؟

بله، یکی از کارهای خوبی که در این زمینه می‌توان کرد، این است که مایعاتی که کالری خوبی دارند به آنها داده شود. مثلا اگر در هنگام صبح یک لیوان آبمیوه در کنار صبحانه این افراد گذاشته شود، این آبمیوه 150 کالری دارد و به مرور می‌تواند وزن فرد را افزایش دهد. ضمن اینکه خود آبمیوه ویتامین‌های مختلف را به بدن می‌رساند و سوخت و ساز آن را تنظیم می‌کند.

خب در وعده ظهر باید چه موادی را همراه با مواد اصلی غذایی به رژیم این افراد اضافه کرد؟

در این وعده خوراکی‌هایی که نیازی به اشتها ندارند را در برنامه غذایی این افراد باید بگنجانیم. مثلا کنار ناهار ماست پرچرب یا چکیده می‌تواند 150 تا 200 کالری را به بدن چنین فردی برساند. پس ما اصل غذا را تغییر ندادیم ولی روی حاشیه غذای این افراد کار کردیم.
در فاصله بین ناهار و شام چطور؟
اگر فاصله ناهار یا شام زیاد است، می‌توانیم در عصرانه این افراد تنقلات را بگنجانیم. چون کالری خوبی دارند؛ مثل بستنی، کیک یا شکلات. اگر هم به این مواد تمایلی نداشتند باز می‌توانیم یک لیوان شیر یا آبمیوه بگنجانیم چون مایعات نوشیدنشان راحت است و از معده هم زود خارج می‌شود و همچنین کالری مورد نیاز روزانه را نیز به بدن فرد می‌رساند.
بعد از وعده شام نیز دسری مثل بستنی یا شیرینی را می‌توان گنجاند. چون دسر بعد از شام طرفداران زیادی دارد علاوه بر این، خیلی هم به اشتها وابسته نیست بلکه به ذائقه افراد بیشتر مربوط است.

بهاین ترتیب ما می‌توانیم بدون زیاد کردن وعده‌های غذایی در طول روز حدود 500 یا 600 کالری را به بدن این افراد برسانیم.این روند تا چه مدت زمانی می‌تواند منجر به افزایش وزن در فرد شود؟


این روند می‌تواند ماهی یک کیلو به وزن فرد اضافه کند و در درازمدت او را به وزن تقریبا ایده‌آل برساند.

خیلی از افراد صرف‌نظر از این رژیم پیشنهادی یا رژیم‌های مشابه آن به باشگاه‌های پرورش اندام برای افزایش وزن مراجعه می‌کنند. رژیم‌های مختلفی هم به آنها در این مکان‌ها پیشنهاد می‌شود. این کار تأثیری در افزایش وزن به‌صورت ایده‌آل در افراد با لاغری بیش از حد دارد؟

متأسفانه در باشگاه‌ها مربیان رژیم‌های مختلفی را برای افزایش وزن تجویز می‌کنند در حالی که آنها اصلا صلاحیت چنین کاری را ندارند. در کشور ما این افراد حتی هورمون و یا پروتئین به میزان بیش از حد هم برای افراد لاغر تجویز می‌کنند. مثلا روزانه 30 یا 40 گرم پروتئین یا چندین سفیده تخم مرغ پیشنهاد می‌کنند که این رژیم می‌تواند کلیه را از بین برده و در فرد اورمی ایجاد کند یا اسید اوریک خون را بالا ببرد و در درازمدت صدمات جبران ناپذیری را به فرد وارد کند.

پس می‌توان گفت مربیان در این باشگاه‌ها هیچ‌گونه اشراف علمی به رژیم‌های مناسب افزایش وزن ندارند.

همینطور است، چون اگر کسی پروتئین اضافی لازم داشته باشد حداقل در حد یک سفیده و یا 2 سفیده تخم مرغ باید مصرف کند یا یک لیوان شیر اضافه بخورد. بیشتر از آن بار اضافه‌ای را به بدن تحمیل می‌کند البته همراه با بیماری‌های مختلف. منتها از یک‌طرف اشتیاق جوانان و از طرف دیگر نداشتن سواد علمی مربیان به این مسئله باعث تجویز بیش از حد این مواد شده است.
علاوه بر این باید بگویم کسانی که در فرایند بدنسازی می‌خواهد عضله بیاورند، می‌توانند پودر کراتین را در دوره‌های 3 هفته‌ای به مقادیر بین 5 تا 10 گرم مصرف کنند.
این افراد شامل 2 گروهند:
1- کسانی که دچار لاغری مفرط هستند.
2- ورزشکاران حرفه‌ای، آن هم نه در مراحل اولیه، بلکه بعد از آماده شدن بدن برای ورزش حرفه‌ای و با افزایش فعالیت بدنی می‌توانند برای تناسب اندام، از این مکمل‌ها استفاده کنند.
البته باید افراد از لحاظ فیزیولوژیکی و رفتاری بررسی شوند، مثلا اگر علت لاغری فردی، بی‌اشتهایی عصبی باشد، نمی‌توان با دادن پودرهای پروتئینی، او را چاق نمود و کمبودهای تغذیه‌ای‌اش را جبران کرد. اما این ماده نیز متأسفانه در باشگاه‌های بدنسازی بیش از اندازه توصیه می‌شود.



رفرنس   :  بهسایت