مشاهیر بزرگ جهان



شنبه  21 مرداد



متاسفانه در آذربایجان شرقی وقوع دو زلزله 6 و 6/2 ریشتیر به فاصل حدود ده دقیقه

صد ها کشته و هزاران مجروح و خسارت بسیاری را به مردم شهرستان های اهر ، ورزقان

و هریس وارد کرد و هموطنان ما را داغدار کرد .

مدیریت سایت گارنیک این ضمن ابراز همدردی با مردم غیور آذربایجان این حادثه تلخ را به

تمامی مردم نوعدوست کشور تسلیت عرض می کند .












46 قربانیان زلزله آذربایجان به 180 نفر رسید + تصاویر دلخراش



4625 قربانیان زلزله آذربایجان به 180 نفر رسید + تصاویر دلخراش



دوستان به دلیل گویا بودن این تصاویر کم دیگر توضیحی از اوضاع روحی  و روانی

هموطنانم اضافه نمی کنم .


بیایید دعا کنیم تا خداوند به آنها صبر بسیار زیادی بدهد تا بتوانند اوضاع را تحمل کنند

امید به برکت و شادی دوباره این مردم  ...........



-------------------------------------------------------------------------------------------------------------


چهار شنبه  25 مرداد



متاسفانه بازیگر خوب و بی حاشیه سینما و تلویزیون خانم نادیا دلدار گلچین

که مدتها از بیماری کلیه رنج می بردند پس از چندین روز در کمای عمیق

جان به جان آفرین تسلیم کردند


روانش شاد و یادش گرامی

تسلیت به خانواده محترم ایشون و از خداوند خواهان صبر برای آنها هستم











..................................................................................................................


نگاهی مختصر بر زندگی مشاهیر بزرگ ( 8 )



ولتر   



 


ولتر (زادهٔ ۲۱ نوامبر ۱۶۹۴-درگذشتهٔ ۳۰ مه ۱۷۷۸) از نام‌دارترین فیلسوفان و نویسندگان فرانسوی عصر روشنگری است.



زندگی‌نامه


فرانسوا-ماری آروئه (به فرانسوی: François Marie Arouet) که بعدها نام ولتر (به فرانسوی: Voltaire) را بر خود نهاد به سال ۱۶۹۴ در پاریس دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را در مدرسه لوئی کبیر به اتمام رسانید و بعد به انجمنی به نام تمپل پیوست و سپس به شاگردی یکی از قضات دادگستری فرانسه درآمد. پس از چندی جایزه آکادمی فرانسه به وی تعلق گرفت.

در سال ۱۷۱۵ اشعاری بر ضد فیلیپ دوم از خاندان اورلئان سرود که باعث زندانی شدن او در باستیل شد. در ایام زندان نام مستعار ولتر را برای خود برگزید. پس از چندی مورد عفو قرار گرفت و آزاد شد ولی دوباره پس از مدت کوتاهی مورد اتهام قرار گرفت، اینبار قبل از دستگیری به انگلستان گریخت.

Sanzio 01 cropped.png
تاریخ فلسفه
ریشه‌های اندیشه فلسفی
بر پایهٔ تمدن و مکان:
فلسفه شرقی
فلسفه هندی
فلسفه چینی
فلسفه ایرانی
فلسفه اسلامی
فلسفه یهودی
فلسفه مسیحی
فلسفه کره‌ای
فلسفه یونان
بر پایهٔ دوره و زمان:
فلسفه پیشاسقراطی
فلسفه دوران باستان
فلسفه قرون وسطی
فلسفه عصر نوزائی
سدهٔ هفده: عصر خرد
سدهٔ هجده: عصر روشنگری
سدهٔ نوزده: آرمان‌گرایی، ماده‌گرایی
فلسفه مدرن
فلسفه معاصر


ولتر به سال ۱۷۲۳ منظومه‌های هنریاد (به فرانسوی: La Henriade) را که درباره سلطنت هانری چهارم بود انتشار داد و در ۱۷۲۴ نمایش‌نامه‌ای را در پاریس به معرض تماشا گذاشت. در سال ۱۷۲۵ بر اثر پیش‌آمدی مجبور گشت پاریس را ترک گفته و به انگلستان برود. در این زمان بود که با چند تن از شعرای انگلیسی آشنا گشت و مقالاتی به زبان انگلیسی منتشر کرد. وی به سال ۱۷۲۹ به پاریس مراجعت کرد و تراژدی بروتوس (به فرانسوی: Brutus) را نگاشت و در سال ۱۷۴۸ نمایشنامه سمیرامیس (به فرانسوی: Sémiramis) را به قصد رقابت با کره‌بیون حریف خود نوشت و در سال ۱۷۵۹ کتابی با نام ساده‌دل (کاندید) (به فرانسوی: Candide ou l'Optimisme) به چاپ رساند که در اروپا بسیار محبوب شد. در سال ۱۷۷۶ به انتقاد از آثار شکسپیر پرداخت و قطعات ایرن (به فرانسوی: Irène) و آگاتوکل (به فرانسوی: Agathocle)در آن زمان نگاشته شده‌است.

از کارهای تحقیقی وی می‌توان تاریخ روسیه و فرهنگ فلسفی و عصر لویی چهاردهم را نام برد. از آثار دیگر او می‌توان مرگ قیصر و دوشیزه اورلئان را نام برد.


مرگ و خاکسپاری


ولتر در ماه فوریه ۱۷۷۸ پس از 28 سال به پاریس بازگشت، او قصد داشت در تمرین اجرای نمایش ایرن شخصا حضور داشته باشد. این بازگشت بعد از سال‌ها دوری با استقبال زیاد هوادارانش مواجه شد؛ در روز 10 فوریه بیش از 300 نفر از او دیدن کردند. با این حال این سفر به بیماری ولتر هشتاد و چهارساله منجر شد، در ماه مارچ بهبودی نسبی یافت و در 30 مارس از فرهنگستان فرانسه بازدید کرد. این بازدید در میان شور و استقبال حضار انجام شد. در ماه مه بیماری او به وخامت گرایید. گفته می‌شود که بیماری ولتر در روزهای منتهی به مرگ او همراه با درد زیادی بوده است، همین درد باعث بوجود آمدن شایعات زیادی از طرف دوستان و دشمنانش در مورد چگونگی مرگ او و آخرین گفته‌ها و کرده‌های او شد. سرانجام ولتر در ۳۰ مه ۱۷۷۸ بدرود زندگی گفت. به دلیل عقاید ضدکلیسای ولتر مقام‌های کلیسا قصد داشتند او را از آیین خاکسپاری مسیحی محروم نمایند. به همین دلیل بلافاصله پس از مرگ دوستانش جنازه او را به کلیسایی محلی منتقل کرده و به سرعت آداب خاکسپاری مسیحی را بصورت کامل اجرا نمودند. فرمان ممنوعیت مراسم مذهبی خاکسپاری ولتر پس از اجرای مراسم به این کلیسای محلی رسید. پس از انقلاب فرانسه، در سال 1791 بقایای جسد ولتر به پاریس منتقل و با شکوه تشییع شد. 

در سال 1791 مجمع ملی انقلاب پیروزمند فرانسه لویی شانزدهم را مجبور کرد اجازه دهد تا جسد ولتر به پانتئون آورده شود در روی سنگ قبر او این عبارت نوشته شده است ((در این مکان ولتر خوابیده است))




شعر ماه

 




این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده​ام
این بار من یک بارگی از عافیت ببریده​ام


دل را ز خود برکنده​ام با چیز دیگر زنده​ام
عقل و دل و اندیشه را از بیخ و بن سوزیده​ام


ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی
دیوانه هم نندیشد آن کاندر دل اندیشیده​ام


دیوانه کوکب ریخته از شور من بگریخته
من با اجل آمیخته در نیستی پریده​ام


امروز عقل من ز من یک بارگی بیزار شد
خواهد که ترساند مرا پنداشت من نادیده​ام


من خود کجا ترسم از او شکلی بکردم بهر او
من گیج کی باشم ولی قاصد چنین گیجیده​ام


از کاسه استارگان وز خون گردون فارغم
بهر گدارویان بسی من کاسه​ها لیسیده​ام


من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده​ام
حبس از کجا من از کجا مال که را دزدیده​ام


در حبس تن غرقم به خون وز اشک چشم هر حرون
دامان خون آلود را در خاک می مالیده​ام


مانند طفلی در شکم من پرورش دارم ز خون
یک بار زاید آدمی من بارها زاییده​ام


چندانک خواهی درنگر در من که نشناسی مرا
زیرا از آن کم دیده​ای من صدصفت گردیده​ام


در دیده من اندرآ وز چشم من بنگر مرا
زیرا برون از دیده​ها منزلگهی بگزیده​ام


تو مست مست سرخوشی من مست بی​سر سرخوشم
تو عاشق خندان لبی من بی​دهان خندیده​ام


من طرفه مرغم کز چمن با اشتهای خویشتن
بی​دام و بی​گیرنده​ای اندر قفص خیزیده​ام


زیرا قفس با دوستان خوشتر ز باغ و بوستان
بهر رضای یوسفان در چاه آرامیده​ام


در زخم او زاری مکن دعوی بیماری مکن
صد جان شیرین داده​ام تا این بلا بخریده​ام


چون کرم پیله در بلا در اطلس و خز می روی
بشنو ز کرم پیله هم کاندر قبا پوسیده​ام


پوسیده​ای در گور تن رو پیش اسرافیل من
کز بهر من در صور دم کز گور تن ریزیده​ام


نی نی چو باز ممتحن بردوز چشم از خویشتن
مانند طاووسی نکو من دیبه​ها پوشیده​ام


پیش طبیبش سر بنه یعنی مرا تریاق ده
زیرا در این دام نزه من زهرها نوشیده​ام


تو پیش حلوایی جان شیرین و شیرین جان شوی
زیرا من از حلوای جان چون نیشکر بالیده​ام


عین تو را حلوا کند به زانک صد حلوا دهد
من لذت حلوای جان جز از لبش نشنیده​ام


خاموش کن کاندر سخن حلوا بیفتد از دهن
بی گفت مردم بو برد زان سان که من بوییده​ام


هر غوره​ای نالان شده کای شمس تبریزی بیا
کز خامی و بی​لذتی در خویشتن چغزیده​ام






مولانا

واسه خاطر دل تو




اسب حیوان نجیبی است ولی خر نیست  ....





می خواهم برگردم به روز های کودکی ام


آن زمان که پدرم تنها قهرمان بود


عشق تنها در آغوش مادرم خلاصه می شد


بالاترین نقطه زمین شانه های پدرم بود 


بدترین دشمن هایم خواهر و برادرهایم بودند


تنها دردم زانوهای زخمیم بود


تنها چیزی که می شکست اسباب بازیهایم بود


و معتی خداحافظ فقط تا فردا بود ....





به خدا گفتم بیا جهان را قسمت کنیم


آسمون مال من ابراش مال تو ، دریا مال  من موجاش مال تو


ماه مال من و خورشید مال تو


خدا خندید و گفت  : تو انسان باش و همه دنیا مال تو ......





این روزها خیلی ها پینوکیو هستند


با این تفاوت که نه دماغشون دراز می شه و نه  آ دم میشن .....





فراموش نکن قطاری  که از ریل خارج شده


ممکن است آزاد باشد


اما راه به جایی نخواهد برد .....





آنان که به زندگی دیگران نور می بخشند


روزی خورشید خواهند شد .....





از تصادف جان سالم به در برده بود


ومی گفت زندگی خود را مدیون ماشی مدل بالایش است


و خدا همچنان لبخند می زد ....






حسرت من حسرت ماهی قرمزی است


که در تنگی را بسته اند


و آن را وسط دریا انداخته اند .......






چه اندوهی است در چشمهای مرد ماهی گیر


وقتی غم نان


هر شب به دریا می کشاندش


هر شب به تورش می افتی


و هر شب رهایت می کند .....





و معنای نفس کشیدن و زیبایی آسمان و طراوت نسیم را


فقط محکوم به مرگی درک می کند


که تا چند دقیقه دیگر بیشتر زنده نیست .....






ماهی قرمز توی تنگ حسرت ماهی های حوض را می خورد


بیچاره


دریا را  ندیده است .....







این روزها خوابم نمی آید


فقط می خوابم


که بیدار نباشم .....





اشک هایت را با  دست های خودت پاک کن که همه رهگذرند .....





چه می فهمی


حال و روز کسی را که دیگر هیچ نگاهی دلش را نمی لرزاند ....





آنان که عشق را می فهمند عذاب می کشند


و آنان که عشق را نمی فهمند عذاب می دهند .....





اشتباهی پسم زدی  دریا


من هنوز غرقت نشده بودم .....





زندگی در اعماق عادت ها


هیچ فرقی با مرگ ندارد


تو مرده ای


فقط معنای مرگ را نمی دانی ....





چهار چشمی


بهتر از چوپان


گله را می پاید


گرگ .....






لباس تور


بر تن دریا دوخت


ماهی گیر عاشق .....






سروی بودم


زیر سایه ام نشستند


خوردند و خفتند


بیدار شدند


و  مرا بریدند ......







گرگ شنگول را خورده است


گرگ منگول را تکه تکه کرده است


بلند شو


این قصه برای نخوابیدن است ......





دریا ساحل را نوازش می کند


طوفان در پیش است .....






سگ ولگرد


دم می جنباند


برای عابر کور .....






می خواهم بخوابم


کابوس های بیداری  عذابم می دهند .....






هر کس عاشق میشه میگه می میرم برات


چرا یکی نمی گه


میمونم باهات ؟ .....






چشمهایش  حدقه ندارند


دهانش بسته است


قلبش نمی تپد


عاشق نمی شود


و آدمکها دچار مرگ مادرزادیند  ......







طوطی صحبت می کند اما اسیر قفس است


عقاب سکوت می کند و دارای اراده پرواز







گرمترین بوسه ها را نصیب کسی کن


که در سردترین لحظات به یاد توست .....





خالق من بهشتی دارد نزدیک و زیبا و بزرگ


و دوزخی دارد به گمانم کوچک


و بعید و در پی دلیلی است


که ببخشد ما را


گاهی به بهانه یک دعا در حق دیگری


شاید امروز آن روز بی دلیل باشد .....





برای کشیدن یک فریاد


گاهی هزاران پیکاسو هم کافی نیست  ......






گاهی باید خود را برداشت و رفت  .......






زیر آواز این لحظه های غریب


سوسوی هیچ ستاره ای برای من نیست


دلم گرفته


یک دلتنگی همیشگی همراه من است 


کاش تو را ندیده بودم  .....






تا عاقلان راهی برای خندیدن پیدا کنند


دیوانگان هزاران بار خندیده اند ......






چیزی نمانده باقی از این دشت


و ما هنوز


دلخوش به مترسکانی که


زیر کلاهشان کلاغ داشتند  .....






شبی تاریک و سرد


و دخترک کبریت فروش


در جستجوی کبریتی


که در دست دارد  .....






رو به رویت که می نشینم


احساس می کنم


هر دو به دنیا پشت کرده ایم .....






آدم برفی از خجالت آب شد


وقتی که دید


کودک گرسنه ای  به هویج دماغش زل زده است .....






بعضی وقت ها شنیدن یه  (( بگو ببینم چه مرگته  ))  از یک رفیق


خیلی بیشتر از حرف های کلیشه ای  (( عزیزم چی شده  )) می چسبه .....





من برای تو خراب شد ه ام


تو برای او ساخته شده ای  .......






کاش از خاطرم نروی


و گرنه


فنجان قهوه ام را به کدام بهانه برگردانم ؟ ......






پروانه هوس کرد برقصد


و عنکبوت برایش تار زد .....





باد وحشی زمستان


دارد خود را تکه تکه می کند


روی سیم های خاردار .....






حتی اگر نباشی می آفرینمت


چونان که التهاب بیابان سراب را .......







نمام شب بوسه دادیم به هم


زیر نور نقره ای ماه


بی خیال از اینکه ستاره ها بیدارند  .....







دردم می گیرد


وقتی می بینم تو تمام شعر های من بودی


و من جوکی برای خنده هایت  ......







یک درخت میلیون ها چوب کبریت را می سازد


اما وقتی زمانش برسد


فقط یک چوب کبریت برای سوزاندن


میلیون ها درخت کافی است ......








به دنیا آمد تا دخترکی شود


ازدواج کرد تا همدم کسی بشود


بچه دار شد تا مادر کسی شود


برای همه کسی شد


اما خودش بی کس  ماند .....







زخم هایم به طعنه می گویند


دوستانت چقدر با نمکند .....







لازم است که گاهی در زندگی بعضی از آدم ها را  گم کنید


تا خودتان را پیدا کنید .....







بعضی ها گریه نمی کنند


اما از چشمهایشان معلوم است


که اشکی  به بزرگی یک سکوت


گوشه چشمشان به کمین نشسته است .......







بلند ترین شاخه درخت یک واِژه را می فهمد


و آن هم تنهایی است .......







دلتنگم 


برای کسی که مدت هاست


بی آنکه باشد


هرلحظه زندگیش کرده ام  .....







لعنت به نگاهی که  نمی دانی


معتایش رفتن است


یا ماندن  .......







مرا تکه تکه کردی


یک تکه ام را بردار لا اقل .....







برای لذت بردن از رنگین کمان


باید ابتدا از باران لذت ببری .......








شاد بودن تنها انتقامی است


که از زندگی می توان گرفت  ......






حالی که پریشان است


احتیاج به آرامش دارد


نه سرزنش ......







برای گل دادن به دیگران


منتظر مراسم تدفین آنها نباشیم .....







گاهی باید فاتحه خاطره ای را خواند


وگرنه


همان خاطره فاتحه تو را می خواند ......








حتما لازم نیست برای کسی که تب می کند بمیری


چون ممکنه تو بمیری


و تب طرف قطع بشه و حالش خوب شه .....








اگر بین دستان تو فاحشه ام بخوانند


خیلی بهتر است از اینکه


باکره ای باشم میان هزاران دست  ......







زنی در چهار راه پشت چراغ راهنمایی دست فروشی می کرد


هیچ کس به زن توجهی نمی کرد


زنی در  چهار راه پشت چراغ راهنمایی خود فروشی می کند


هیچ کس به چراغ توجهی نمی کند  ......








گریستن نشانه ضعف نیست


از زمان تولد نشانه این بوده است


که تو زنده ای ......








جامعه دو طبقه دارد :


1 ـ  طبقه ای که می خورد و کار نمی کند


2 - طبقه ای که کار می کند و نمی خورد  .......







در بطن هر انسان فرشتگانی وجود دارند


که تنها آرزویشان این است که زاده شوند  (( دیپاک چوپرا  ))








هر گاه دیگری را سرزنش می کنیم در واقع آن ویژگی را در خود نفی می کنیم ......







ما گمان می کنیم که نقاب هایمان شخصیت درونیمان را پنهان می کند


اما هر آنچه که در وجود خود نمی پذیریم در نا متناظره ترین لحظات


سر بر می آورد و خود را نشان می دهد  .......







ما نمی توانیم صفتی که در خود نداریم در دیگری تشخیص دهیم


اگر ازشجاعت کسی  به وجد می آییم دلیلش این است که در وجودمان شجاعت داریم


و برعکس .....








ما انتخاب کرده ایم به بخش هایی از وجود خود اجازه بودن ندهیم و در نتیجه مجبوریم انرژی روانی


بسیاری را صرف نهان نگه داشتن آنها بکنیم .


اما آنها مثل توپهای پلاستیکی بزرگی هستند که با فشار زیر آب نگه داشته ایم و وقتی


فشار را کم کنیم به بیرون می جهند  ......

















نیمه تاریک وجود ما مخزنی برای همه جنبه های ناپذیرفتنیمان است


همه آنچه که موجب شرمندگی ماست و وانمود می کنیم نیستیم


چهره ای که نمی خواهیم به دیگران و خودمان نشان بدهیم ......








با تجسم نور به معنای روشنایی دست نمی یابیم بلکه با آگاه شدن به تاریکی


به مفهوم روشنی می رسیم .....








آنچه را مالک نشوی ، مالک تو می شود .......








آنقدر وقت صرف پنهان نمودن زشتی خود کرده ایم


که به هیچ وجه نتوانستیم زیبایی خود را ببینیم .........





سلامت غذا و تغذیه در محیط کار



آیا سلامت غذا و تغذیه در محیط کار از طرف متولیان سلامت پایش مي‌شود



سند آرمانی چشم انداز توسعه کشور خواسته هایی را برای ملت ایران تعریف کرده است که نشان از عشق و تعهد نویسندگان آن به مردم و کشور دارد بنابراین لازم و ضروریست که اقداماتی هماهنگ ، سریع برای رسیدن به این آرمانها توسط جامعه علمی و مجریان کشور صورت گیرد

در این سند آرمانی ،چشم اندازکشور در افق 1404هجري شمسي چنين ويژگي‌هايي خواهد داشت:

برخوردار از سلامت ، رفاه، امنيت غذايي ، تامين اجتماعي ، فرصتهاي برابر ، توزيع مناسب در آمد، نهاد مستحكم خانواده به دور از فقر ، فساد، تبعيض و بهره مند از محيط زيست مطلوب .

توانمندی و کارایی جامعه یکی از پیش نیاز های اصلی دستیابی به اهداف سند چشم انداز است و برای تحقق آن پرورش نسلی سالم و توانا که بتواند در دنیای امروز با تولید دانش فنی در عرصه رقابت جهانی به نیاز های جامعه پاسخ دهد ضروری است . در حقیقت سلامت یکی از پیش نیازهای اساسی برای توسعه پایدار است و .این امر مستلزم فعالیت مستمر و هماهنگ بخش های مختلف مي‌ باشد.

با توجه به گذار اپیدمیولوژیک بیماری‌ها و گسترش رو به تزاید بیماریهای غیر واگیر که به سرعت کشورهای در حال توسعه مانند کشور ما را نیز درگیر کرده است جوانب تغذیه‌ای غذاها و خصوصا غذاهای بیرون از منزل به دلایل زیر باید مورد توجه مسوولین سلامت کشور و همچنین مدیران کارخانجات و واحد های اقتصادی ،ادارات در بخش دولتی و خصوصی قرار گیرد.. لازم به ذکر است که این بیماریها اغلب از نظر اقتصادی ضرر های هنگفتی به چرخه اقتصادی کشور از طریق ناتوانی نیروی کار ، غیبت از کار ، از کارافتادگی علاوه بر هزینه های درمانی که به کارفرمایان یا کارکنان تحمیل مي‌کند، وارد مي‌سازد

این مشکلات اغلب شامل :

· روند رو به گسترش چاقی و عوارض ناشی از آن

· افزایش کلسترول خون به عنوان مهم‌ترین عامل خطر بیماری‌های قلبی

· افزایش شیوع بیماری‌ دیابت

· افزایش شیوع بیماری‌های قلبی‌عروقی

· افزایش معلولیت‌ها به دلیل سکته‌های مغزی و قلبی

· احتمال افزایش فشارخون به دلیل مصرف غذاهای شور

· افزایش شیوع بیماری‌های اسکلتی استخوان- زانودرد ،کمردرد و پوکی استخوان

· افزایش ابتلا به انواع سرطان ها

· کاهش سن ابتلا به این بیماری‌ها در جمعیت

· وافزایش موارد مرگ ومیر ناشی از این بیماریهادر جمعیت مي‌شود.که اغلب آنها موجب تحلیل نیروی کار سالم و توانا ، تحمیل هزینه ، کاهش بهره وری مي‌شود

علاوه بر این دسته از مشکلات تغذیه ای ایمنی غذا یا سالم بودن غذا در محیط های کار از خرید مواد اولیه ، چگونگی نگهداری ، پخت و توزیع غذا بسیار مهم است. این مسئله در مکانهایی که غذا به میزان زیاد و برای کارکنانی که چرخه اقتصادی سازمان در دست آنان است تولید مي‌شود از اهمیت ویژه بر خوردار است

برای پیشگیری از بیماریهای روبه تزاید مرتبط با تغذیه یا متابولیک جلب همکاری تولید و توزيع كنندگان غذا در مکانهای عمومی ، کارگاهها ، ادارات دولتی ، کارخانجات و.... و برگزاری کلاس های آموزشی خاص برای آنها اهمیت دارد در حقیقت کارکنان کلیه واحد های کوچک و بزرگی که مشغول تهیه غذا هستند مي‌توانند در بروز و اشاعه بیماریها و همچنین در پیشگیری از بیماریها و ارتقای سلامت نقش داشته باشند بنابر این توجه دادن آنان به مسوولیتشان در قبال سلامت مردم و حتی برقراری شروطی برای ارایه مجوز کار و یا تمدید مجوز کسب به آنان از اهمیت زیاد برخوردار است.

دانستن آمار نیروی کار کشور بر حسب نوع کار ، میزان و نوع فعالیت برای داشتن یک تصویر کلی از اینکه وقتی از تغذیه در محیط و مراقبت تغذیه ای در محیط کار صحبت مي‌کنیم برای چه درصدی از جمعیت نگرانیم از اهمت بر خوردار است.

اگر شاغلین کشور با احتساب حد اقل دوروز کار در هفته حدود 20 میلیون نفر باشند هیچ سازمان متولی برای پایش شیوه زندگی و تغذیه این گروه بزرگ که اقتصاد کشور در دست آنان رقم مي‌خورد وجود ندارد. با داشتن سازمان آمار که معمولا با سرشماریها تعدادشاغلین را در حرف مختلف تعیین مي‌کند مي‌توان خدمات سلامت و ارتقای سلامت را در حرف مختلف تعیین و ابلاغ کرد

بد غذایی به هر صورت چه بصورت کم غذایی و چه ناترازی و زیاده خواری مي‌تواند سلامت را بمخاطره بیندازد بنابراین نگاه جامع به تغذیه جامعه و نیروی کار برای اطمینان از وضعیت مناسب ،یافتن زود هنگام مشکلات تغذیه ای و تلاش در حل آن مي‌تواند تاثیر عمیقی برای ارتقای سلامت و بهبود تغذیه، توانمندی افراد شاغل داشته باشد.

مشکلات تغذیه ای در یک کشور معمولا یک مشکل چند بخشی است و عوامل متعددی در بروز آن نقش دارند.الگوی نامناسب تغذیه اغلب به علت ناآگاهی های تغذیه ایی ، دسترسی محدود به غذاهای متنوع، گرانی ، و در محیط های کاری علاوه بر اینها درخواست برای غذای بیشتر ، اشتیاق برای خوردن غذای چرب ، و تن دادن به ذایقه هایی که اینگونه غذا ها را مي‌پسندد شکل مي‌گیرد . سالم کردن محیط کار و تلاش برای حفظ سلامت کارکنان تولید بیشتر و بهره وری بالاتری را سبب مي‌شود

تغذیه نامناسب مولد ناتوانیهای جسمی و ذهنی است و در محیط کار منجر به از کار افتادگی ، تقلیل نیرو های ماهر و با تجربه ، بالا رفتن هزینه های کارفرما چه دولتی و چه خصوصی مي‌شود. علاوه بر آن هر چه نیروی کار کشوری ناتوان تر شوند جامعه با ناتوانی در تولید با وابستگی روبرو شده و اقتصاد را دستخوش رکود مي‌کند . توسعه یافتگی بسرعت کاهش مي‌ابد و توان رقابت های اقتصادی در چنین شرایطی غیر ممکن مي‌شود.

تحقیقات زيادي در دو دهه‌ی اخیر تاثير تغذيه را در محيط هاي كار مورد توجه قرار داده اند. اين بررسيها نشان داده است تعداد روزهای غیبت از کار به دلیل بیماری در کارکنان چاق 2برابر کارکنانی است که وزن مطلوب دارند. همچنين ارتباط بین تغذیه ، خستگی وخواب آ لودگی به اثبات رسیده است.(کمبود آهن وویتامین های گروه B ). خواب مناسب بر بهبود كارايي كارگران و افزايش سطح هوشياري آنها موثر است. همچنين مشخص شده حجم زیاد غذای مصرفی امکان بروز خستگی را در پی دارد. بروز خستگي در محيط هاي كاري كه نياز به هوشياري كامل كاركنان در حين كار دارد مي تواند سلامت آنها را به مخاطره بياندازد. سالانه درحدود 270 میلیون حادثه شغلی در جهان اتفاق مي‌ افتد که 355هزار مورد آن منجر به مرگ مي‌ شود. که در مجموع ضرری معادل یک میلیارد و250 میلیون دلار بر GDPجهانی دارد . بد نیست اشاره شود كه کمبود آهن بتنهایی ، بازده کاری کارکنان را تا 30% کاهش مي‌ دهد

ایجاد سیستم پایش سلامت غذا و تغذیه ابزاری مهم برای ایمنی غذا و تغذیه مناسب در محیط کار

· سیستم پایش مي‌تواند با نگاه جامع به انواع مشکلات تغذیه ای در محیط کار عوامل خطر شامل چاقی و اضافه وزن ، دیابت ، میزان کلسترول ، چربی خون ، را در مقاطع زمانی تعیین و تصویر شفافی از وضع موجود ارایه دهد تا مدیران سازمان شرایط را دریابند و بتوانند با اتکا به آن پیاده شدن برنامه های مورد نیاز آموزشی و مداخله ای را حمایت کنند.

· این سیستم مي‌تواند سلامت غذا را در محیط های کار از زمان خرید مواد غذایی ، چگونگی نگهداری ، شرایط فیزیکی و ابزار تولید غذا ، شرایط کار میزان دانش کارکنان آشپزخانه ، بهداشت فردی آنان ، و نهایتا چگونگی توزیع غذا در رستوران را پایش نماید و ایده های جدیدی برای حصول اطمینان از شرایط تولید غذا بوجود آورد و یا بمنظور اطمینان از بهداشت و سلامت مواد غذایی روش Hazard Analysis & Critical Control Points (HACCP) را برای ایمنی بیشتر غذا و حفظ سلامت کارکنان ایجاد نماید.

· سیستم پایش مدیریت میانی را قادر مي‌سازد که در مقاطع زمانی مورد نیاز ( شش ماهه یا یک ساله )) مدیریت ارشد را از وضعیت عوامل خطر و روند کاهش یا افزایش آن بر اساس مداخلات تغذیه ای و ورزشی آگاه سازد

· سیستم مي‌تواند با بهره گیری از متخصص اقتصاد سلامت ،میزان افزایش بهره وری را پس از دوره های معین برنامه های آموزشی و مداخله ای محاسبه و در اختیار مدیران سطح بالا قرار دهد.


دكتر ربابه شيخ الاسلام





رفرنس  :‌ بهسایت