مشاهیر بزرگ جهان


پنجشنبه 2 آذر


فهیمه راستکار  بازیگر و دوبلور صدا و سیما در گذشت ......


بازی های زیبایش

صدای ماندگارش

و چهره مهربانش هرگز فراموش نخواهد شد  .........



روانش شاد و یادش جاودانه .............




 


فهیمه راستکار همسر نجف دریابندری بود و دارای  لیسانس زبان فرانسه .

آغاز کار بازیگری با فیلم مغولها به کار گردانی پرویز کیمیاوی


برخی آثار این بانوی هنر مند عبارتند از : گیس بریده ، رازها ، روانی ،

شیر سنگی ، ترنج و .....


صدای ماندگار خانم مارپل نیز از کارهای دوبله مرحوم فهیمه راستکارمی باشد .









نگاهی مختصر بر زندگی مشاهیر بزرگ ( 12 )



نوستر آداموس






نوسْتِرآداموس (به فرانسوی: Nostradamus) با نام واقعی میشِل دو نُسْتْرِدام (Michel de Nostredame) (زادهٔ ۱۴ یا ۲۱ دسامبر ۱۵۰۳-درگذشتهٔ ۲ ژوئیه ۱۵۶۶) عطار و پیشگوی اهل فرانسه بود. بسیاری از حوادث و جنگهای آینده، پس از اتفاق افتادن، پیشگوییشان به وی منسوب شده‌است. تا این لحظه، حادثه‌ای قبل از وقوع با استناد به آثار وی پیش بینی نشده‌است.

پدر او «پیر دی نستردام» در یک خانوادهٔ یهودی متولد شد ولی او پس از ازدواج با یک زن کاتولیک به مسیحیت گروید. میشل نخستین فرزند آن‌ها بود. میشل دو نستردام در روز ۱۴ دسامبر سال ۱۵۰۳ در «سینت رمی دو پروونس» (Saint-Rémy-de-Provence) فرانسه به دنیا آمد. وی تحصیلات خود را در شهر «آوینیون» به پایان رساند.

میشل هنگام تحصیل به نجوم و ریاضیات علاقه بسیاری نشان می‌داد. با وجود این به خواست پدرش درسال ۱۵۲۱ در آموزشگاه پزشکی «مونت پلیه» ثبت نام کرد. در آنجا بود که با نویسندهٔ نامدار فرانسوی «فرانسوا رابله» آشنا شد و با تشویق او به سرودن شعر و نوشتن قطعات ادبی پرداخت. در ۱۵۵۰ نخستین تقویم نجومی را که در آن پیش‌‌گویی‌هایی دربارهٔ رخدادها و اوضاع جوی سال بعدانجام شده بود، منتشر نمود. در این سال‌نامه برای نخستین بار نام وی «نوسترآداموس» و شغل و زمینه مورد علاقه‌اش، پزشک و آستروفیل آورده شد. کلمه آستروفیل به معنای دوستدار ستاره‌ها است. نوسترآداموس این کلمهٔ ساختگی را به آسترولوگ یا «ستاره‌شناس» ترجیح داده‌ بود.

از سال ۱۵۵۴ نوسترآداموس یادداشت‌های خود را به صورت رباعی (دوبیتی) نوشت. صد رباعی نخست را با نام «سِنتِریِ نخست» یا «نخستین صدگانه» یا «صد شعر»، در ۱۵۵۵ منتشر کرد. در سرآغاز این این رباعی‌ها که خطاب به پسرش سزار نوشته است؛ تاکید می‌کند که سرنوشت بشر و آیندهٔ جهان را از روی حرکات ستارگان می‌توان پیش‍‌گویی نمود و اینکه هر رباعی او گویای رخدادی‌ست که در آیندهٔ دور یا نزدیک رخ خواهد داد. تعداد این پیشگویی‌ها که بیشتر به صورت رباعی‌ است به ۹۶۵ عدد می‌رسد. علاوه بر این رباعی‌ها او ۵۶ مُسَدَس (شش بیتی)هم دارد. بطور کلی او در بیش از یک هزار رباعی و مسدس رخدادهای برجستهٔ گیتی را تا پایان سال ۱۹۹۹ میلادی پیش‌بینی کرده‌است. نوسترآداموس قید می‌کند که در پیشگویی‌هایش رمزها و محاسبه‌هایی دارد که هر کس توانایی درک آنها را ندارد. این رمزها را او در نامه‌ای‌ که به «هانری دوم» پادشاه فرانسه نوشته، توضیح داده است. کسانی که نوشته‌های نوسترآداموس را ترجمه و تفسیر می‌کنند تاریخ‌های آن را با استناد به این نامه استخراج می‌کنند.

نوسترآداموس، افزون بر پیش‌گویی‌های صدگانه، مجموعه‌ای به نام «پرساژ» (persage) هم دارد که به همان معنای پیش‌گویی و تفال است در این مجموعه ۱۴۱ پیش‌گویی به صورت رباعی آمده‌است که به ماه‌های گوناگون سال تقسیم شده‌است.


زندگی نامه



کودکی

وی در ناحیهٔ سنت رمی در جنوب فرانسه در تاریخ ۱۴ دسامبر ۱۵۰۳ در محلی نامشخص متولد شد، میشل دو نستردام یکی از حداقل هشت فرزند «رینیر دی سنت رمی» غلات فروش و «جام دی نستردام» مسئول دفترخانه بود است. خانوادهٔ پدری او اصالتاً یهودی بودند، اما پدر جام، «گی گسنت»، در حدود سال ۱۴۵۵ به مذهب کاتولیک روی آورد و نام مسیحی «پیر» و نام خانوادگی «دو نستردام» را برای خود انتخاب کرد(این نام خانوادگی از روز مقدسی که در آن تشریفات گرایش وی به مذهب کاتولیک اجرا شد، گرفته شده‌است).

دلفین جهان(۷۷-۱۵۰۷)، پیر هکتر لوئیس(متولد ۱۵۲۲)، برنارد، جین، آنتونی(متولد ۱۵۲۳) از جمله خواهران و برادران نوستراداموس هستند..

در مورد کودکی نوستراداموس اطلاعات بیشتری وجود ندارد، با این وجود روایتی وجود دارد که بر طبق آن وی تحت آموزش پدربزرگ مادری‌اش «سنت دی جین» بوده‌است.

سال‌های تحصیل

نوستراداموس در ۱۵ سالگی وارد دانشگاه اوینگتن شد. کمی بیش از یک سال بعد (زمانی که وی به جای تحصیل «چهارگانه Quadriviuml»(هندسه، حساب، موسیقی و ستاره شناسی) مشغول تحصیل «سه‌گانه Trivium» (دستور زبان، علوم بلاغه و منطق) بود، دانشگاه به دلیل ترس از شیوع بیماری «مرگ سیاه یا طاعون» بسته شد و او مجبور به ترک دانشگاه گردید. در ۱۵۲۹ پس از چند سال کار کردن به عنوان عطار، برای تحصیل طب وارد دانشگاه «مون‌پلیه» شد. پس از اندک زمانی، دانشگاه از این که وی به عنوان «عطار» کار می‌کرده،اطلاع یافت، و او را اخراج نمود، زیرا در آن زمان طبق مقررات دانشگاه عطاری ممنوع بود. اسناد اخراج او(BIU Montpellier، Register S 2 folio ۸۷) در حال حاضر هنوز در کتابخانه دانشکده موجود است..[۳]با این وجود، برخی از ناشران و خبرنگاران بعدها وی را «دکتر» می‌خواندند. او پس از اخراج از دانشگاه به کار خود به عنوان عطار ادامه داد و با ساختن «قرص رز» که گمان می‌شد ضد طاعون است، شهرت یافت..

ازدواج و کارهای درمانی

در سال ۱۵۳۱ جولس-سیسر اسکالیگر که یک دانشمند رنسانس بود نوستراداموس را برای آمدن به اژان دعوت کرد. نوستراداموس در آنجا با زنی که نامش مورد تردید است(احتمالا Henriette d'Encausse) ازدواج کرد و او دو فرزند برای نوستراداموس به دنیا آورد.. در سال ۱۵۳۴ همسر و دو فرزند نوستراداموس احتمالا از بیماری طاعون درگذشتند. پس از مرگ آن‌ها، نوستراداموس به سفر ادامه داد و از فرانسه و احتمالاً از ایتالیا عبور کرد.

در بازگشتش در سال ۱۵۴۵، او به یاری پزشک مشهور «لوئیس سر» در جنگ علیه شیوع بیماری طاعون در مارسی پرداخت و سپس خود به تنهایی به مبارزه علیه این بیماری در منطقهٔ سال ون(Salon-de-Provence) و در ناحیهٔ مرکزی(Aix-en-Provence) پرداخت. در نهایت نوستراداموس در سال ۱۵۴۷ در منطقهٔ «سالون» در خانه‌ای که امروزه هنوز موجود است سکنی گزید. وی در آنجا با یک بیوه ثروتمند بنام «آن پونسارد» ازدواج کرد که سه پسر و سه دختر برایش به دنیا آورد. بین سال‌های ۱۵۵۶ تا ۱۵۶۷، نوستراداموس و همسرش یک سیزدهم سهام پروژه عظیم کانال که «آدم دی کراپون» برای آبیاری منطقه بی آب «سالون» و بیابان نزدیک آن از آب رودخانه دورانس طرح کرده بود، بدست آوردند.

پیشگو

پس از بازدیدی دیگر از ایتالیا، نوستراداموس از طب به علوم ناشناخته و پیشگویی روی آورد. به دنبال شیوه‌های مرسوم آن دوره، نوستراداموس تقویم نجومی سال ۱۵۵۰ را نوشت و برای اولین بار نام خود را به پیروی از شیوهٔ لاتین از «نستردام» به «نوسترداموس» تغییر داد. او از موفقیت نوشتن سالنامه چنان انگیزه یافت که تصمیم گرفت هر سال یک یا چند سالنامه نجومی بنویسد. گفته می‌شود که کلا در این اثرات نوستراداموس حداقل ۶ هزار و ۳۳۸ مورد پیشگویی، وحداقل ۱۱ تقویم موجود است که شروع تمامی آن‌ها بر خلاف آنچه که گاهی تصور می‌شد در مارس نیست، بلکه در اول ژوئن است. در پی نوشتن سال نامه‌های نجومی بود که نجیب زادگان و دیگر اشخاص مهم از نقاط دور تقاضای طالع بینی و اظهار نظر در مورد آینده را از نوستراداموس کردند و او بر خلاف آنچه که طالع‌بینان حرفه‌ای انجام می‌دادند از «مشتریانش» می‌خواست که اطلاعات مربوط به جداول تولد را که طالع بینی بر اساس آن‌ها بود دقیق ارائه کنند.

او سپس پروژه نوشتن کتاب یک هزار پیشگویی را آغازکرد  که شامل پیشگویی‌های نامعلومی است که او را امروزه مشهور ساخته‌است. در پی خطری که او از جانب مذهبیان حس می‌کرد، با استفاده از نحو سبک «ویرجیل»، بازی با کلمات و استفاده از آمیزه زبان‌هایی مانند یونانی، ایتالیایی، لاتین و زبان‌های منطقه‌ای سعی در مبهم نمودن معانی نوشته‌های خود کرد. بنا به دلایل تکنیکی مربوط به انتشار پیشگویی‌ها در سه نوبت، چنین به نظر می‌رسد که ناشر سومین و آخرین بخش تمایلی به شروع کار خود از «کتاب صد شعر» نداشته‌است. هیچ نسخه‌ای از آخرین ۵۸ رباعی هفتمین قرن باقی نمانده‌است.

رباعی‌هایی که در کتاب پیشگویی‌ها(Les Propheties) چاپ شدند، با واکنش‌های مختلفی روبرو شدند. برخی بر این باور بودند که نوستراداموس برده شیطان و یک انسان ریاکار و دیوانه است؛ در حالیکه بسیاری از دانشمندان معتقد بودند رباعیات او پیشگویی‌هایی روحانی است ، زیرا در سایه منابع نوشته شده پس از زمان کتب مقدس نوستراداموس نیز چنین ادعایی می‌کرد. کاترین مدیسی همسر پادشاه هنری دوم پادشاه فرانسه یکی از بزرگترین ستایندگان نوستراداموس بود. وی پس از خواندن تقویم نجومی نوستراداموس مربوط به سال ۱۵۵۵، که به تهدیداتی نسبت به خانواده شاهی اشاره داشت، او را به پاریس فرا خواند تا در مورد آن تهدیدات توضیح دهد و برای کودکانش طالع بینی کند. در آن زمان نوستراداموس فکر می‌کرد که به دار آویخته می‌شود، اما در سال ۱۵۶۶ که از دنیا رفت، کاترین او را به عنوان مشاور و پزشک پادشاه انتخاب کرده بود.

در بیوگرافی نوستراداموس عنوان شده‌است که وی از اینکه به جرم بدعتگذاری مورد شکنجه قرار گیرد واهمه داشته‌است، اما نه پیشگویان و نه طالع بینان هیچ کدام در این گروه قرار نمی‌گیرند و تنها زمانی که وی از جادو(خلاف طبیعت) برای این مقاصد استفاده می‌کرد، اینگونه خطرات وجود داشت. در حقیقت ارتباط نوستراداموس با کلیسا به عنوان یک پیشگو و شفابخش عالی بود. زندانی شدن کوتاه مدت نوستراداموس در اواخر سال ۱۵۶۱ به این دلیل بود که وی سالنامه ۱۵۶۲ را بدون اجازه قبلی از اسقف منتشر کرد، در حالیکه مطابق فرمان جدید سلطنتی کسب اجازه لازم بود.

سال‌های پایانی و مرگ

مقبره نوسترآداموس در Collégiale St-Laurent,Salon.

در سال ۱۵۶۶ بیماری نقرس که سال‌ها باعث رنجش نوستراداموس شده بود، به ورم یا آب آوردگی تبدیل شد. در اواخر ژوئن او وکیل خود برای آماده کردن وصیتش فراخواند که در آن تمامی دارایش را تا زمان تولد بیست و پنج سالگی پسرانش و تا زمان ازدواج دخترانش به علاوه ۳ هزار و ۴۴۴ کرون، با کم کردن اندک بدهی‌ها، (کلا حدود ۳۰۰ هزار دلار آمریکا) نزد همسرش تا زمان ازدواجش به امانت گذاشت. پس از این یک متمم کوتاه به وصیتنامه افزوده شد. گفته می‌شود که وی در عصر روز ۱ ژوئن، منشی خود جین دی چاوینکی را فراخواند و به او گفت: «``تو هنگام طلوع خورشید مرا زنده نخواهی دید.» ظاهرا صبح روز بعد بدن بی جان نوستراداموس در کف اتاق تزدیک تختش و میز افتاده بوده‌است. وی در کلیسای محلی Franciscan به خاک سپرده شد(بخشی از آن امروزه به رستوران La Brocherie ملحق شده‌است) اما در زمان انقلاب فرانسه دوباره جزء nostradamus-repository. org/cgi-bin/showtour. asp?img=12 Collégiale St-Laurent شد، جایی که آرامگاه وی امروزه هنوز در آنجا قرار دارد.

کارها

نسخه‌ای از کتاب پیشگویی‌های نوستراداموس بسال ۱۶۷۲ واقع در کتابخانه مرکز علوم درمانی دانشگاه تگزاس در سن آنتونیو.

propheties. it/no/nostradamus. html The Prophecies. در این کتاب وی پیشگویی‌های مهم و بلند مدت را جمع آوری کرد. اولین بخش در سال ۱۵۵۵ منتشر شد، بخش دوم حاوی ۲۸۹ شعر پیشگویی دیگر در سال ۱۵۵۷ منشر شد. قسمت سوم با ۳۰۰ رباعی دیگر در سال ۱۵۵۸ منتشر شد، که این بخش امروزه تنها به عنوان بخشی از ویرایش آثاری که پس از مرگش در سال ۱۵۶۸ انتشار یافتند باقی مانده‌است. این نسخه شامل ۹۴۱ رباعی قافیه دار و یک رباعی بدون قافیه‌است که به سه گروه صد تایی و یک گروه ۴۲ تایی که «قرون» نام دارند تقسیم شده‌اند.

با توجه به وضعیت انتشار در آن زمان(که شامل حروف چینی «از دیکته» بود)، هیچ دو نسخه‌ای دقیقا یکی نبودند و حتی امکان پیدا کردن دو «رونوشت» دقیقا مشابه نیز کم بود. به طور حتم ضمانتی برای این فرض وجود ندارد که املا و یا نقطه‌گذاری نسخه‌ها دقیقا مشابه با نسخه اصلی نوستراداموس باشند، احتمالی که «رمزگشایان» آینده در نظر می‌گیرند.

این‌ها که محبوب‌ترین کارهای نوستراداموس بودند، از سال ۱۵۵۰ تا زمان مرگش هر سال منتشر می‌شدند. غالبا او دو و یا حتی سه عدد از این‌ها رادرهر سال منتشر می‌کرد که یا «تقویم نجومی»(پیش گویی‌های مفصل)، «پیش‌بینی» و یا «نشانه‌های شوم»(پیش‌بینی‌های کلی تر) لقب داده می‌شدند.

نوستراداموس نه تنها یک پیشگو بود بلکه یک شفادهنده ماهر نیز بود. گفته می‌شود که وی حداقل دو کتاب در زمینه علوم طبی نوشته‌است. یکی از آن‌ها «ترجمه» نسبت داده شده از جالینوس و در کتاب propheties. it/nostradamus/۱۵۵۵opuscole/opuscole. html Traité des fardemens (در اصل کتاب آشپزی پزشکی است که در آن نیز مطالب عموما از منابع دیگر یه عاریه گرفته شده‌اند)، او توضیحی از روش‌هایی که برای معالجه طاعون بکار می‌برد، داده‌است ---که هیچ کدام، حتی روش خون گیری هم، در عمل کارگر نبودند. در این کتاب همچنین در مورد آماده کردن مواد آرایشی توضیحاتی آورده شده‌است.

یک نسخه خطی که به عنوان propheties. it/nostradamus/orus/firstbook. htm Orus Apollo شناخته شده نیز در کتابخانه شهرداری لیون وجود دارد، جایی که متجاوز از ۲۰۰۰ اسناد اصل مربوط به نوستراداموس تحت حمایت میشل چومارات نگهداری می‌شوند. گفته می‌شود که این یک ترجمه از یک کار یونان باستان بر اساس حروف چینی مصری است که برپایه نسخه‌های لاتین بعدی استوار است که متاسفانه در تمامی آن‌ها معانی درست نسخه‌های مصر باستان نادیده گرفته شده‌اند و بنابراین تا زمان ظهورژان فرانسوا شامپولیون در قرن ۱۹ هیچ کدام به درستی رمزگشایی نشدند.

پس از مرگ نوستراداموس تنها پیشگویی‌های وی محبوبیت خود را به صورتی کاملا عجیب حفظ کردند. بیش از ۲۰۰ نسخه از آن‌ها به همراه متجاوز از ۲۰۰۰ تفسیر در آن زمان پدیدار شدند. چنین به نظر می‌رسید که بخشی از محبوبیت آن‌ها به دلیل مبهم بودن و بدون تاریخ بودن آن‌ها بود که این امکان را ایجاد می‌کرد که پس از هر حادثه مهم بطور انتخابی یکی از آن‌ها را نقل کرد و آن‌ها را به عنوان «کنایه» از وقایع مربوطه اعلام کرد.(رجوع شود به نوستراداموس در فرهنگ عامه پسند).

منابع ادبی

گفته می‌شود که نوستراداموس پیشگویی‌هایش را بر پایه طالع بینی مستدل -ارزیابی نجومی «چگونگی» اتفاقات احتمالی آینده- انجام داده اما بشدت مورد انتقاد طالع بینان حرفه‌ای زمانش از جمله لارنتس ویدل بوده‌است. که این انتقادات در رابطه با بی صلاحیتی ونادرستی استفاده از این فرض که «طالع بینی مقایسه‌ای»(مقایسه وضعیت آینده سیارات با وضعیت آن‌ها در زمان رخدادهای گذشته) می‌تواند برای پیشگویی حوادث واقعی آینده بکار روند بوده‌است.

بر اساس تحقیقات اخیر قسمت عمده پیشگویی‌های نوستراداموس تفسیر مجموعه پیشگویی‌های باستان پایان جهان(عمدتا بر اساس کتاب مقدس، بهمراه اشاراتی به وقایع تاریخی ومنتخبات نشانه‌ها و سپس استفاده از طالع بینی مقایس‌های برای طرح آن‌ها برای آینده بوده‌است. بنابراین بسیاری از پیشگویی‌ها شامل شخصیت‌های باستان مانند سولا، ماریوس، نرون و براخی دیگر و توضیحات او در مورد «نبرد در ابرهاً و»بارش قورباغه از آسمان«به همین صورت هستند. خود طالع بینی تنها دو بار در»مقدمه«نوستراداموس ذکر شده و ۴۱ بار در»قرن‌هاً آمده‌است، اما بیشتر در نامه تقدیمیش به شاه هنری دوم nostradamus-repository. org/letter. html Letter to King Henri II آمده‌است.

منابع تاریخی او شامل مطالب مشهودی ازبرخی مورخان مانند لیوی، سوتونیوس، پلوتارک و سایرتاریخ نویسان کلاسیک و همچنین از تاریخ نویسان قرون وسطی از جمله Villehardouin و ژان فرواسار است. بسیاری از اشارات طالع بینی او تقریبا کلمه به کلمه از Livre de l'estat et mutations des temps اثر ریچارد روست۰ ۵-۱۵۴۹ گرفته شده‌اند. جداول و نمودارهای تولدی که نوستراداموس خود آماده کرده بود با وجود خطاهای بسیاری که وی در کوپی کردنشان داشت، نیز در حقیقت بر اساس جداولی بودند که طالع بینان حرفه ای قبلا منتشر کرده بودند.(رجوع شود به تحلیل این نمودارها توسط«بریند آمور» در سال ۱۹۹۳، ونقد جامع گروبر از طالع بینی نوستراداموس برای شاه رادولف ماکسیمیلیان.)

ظاهرا منبع اصلی پیشگویی‌های او propheties. it/nostradamus/mirabilis/mirabilis. html Mirabilis liberسال ۱۵۲۲ بوده‌است که شامل پیشگویی‌ها توسط سودو متودیوس، سیبیل، جاچیم اهل فیور، ساونارولا و سایرین است.) «مقدمه» او شامل ۲۴ نقل قول از کتاب مقدس است که غیر از دو تا بقیه به همان صورت ساوناروالا هستند.) این کتاب موفقیت زیادی در دهه ۱۵۲۰ بدست آورد، زمانی که نسخه‌های زیادی از آن به چاپ رسید.(رجوع کنید به Links در زیر برای ترجمه‌ها و فکس‌ها) اما این کتاب تاثیرات خود را از دست داد که شاید به دلیل متن لاتین کتاب، متون گاتیک و اختصارات سخت بسیار آن باشد. نوستراداموس اولین کسی بود که این پیشگویی‌ها را به زبان فرانسه دوباره ترجمه و تفسیر کرد و ممکن است دلیل نسبت دادن آن‌ها به وی همین باشد. لازم به ذکر است که استانداردهای مدرن سرقت ادبی در قرن ۱۶ کاربرد نداشتند. نویسندگان در آن دوره بارها بدون اذعان به آن برخی آثار به خصوص آثار کلاسیک را رونویسی و یا تفسیر می‌کردند.

مطالب دیگری توسط پتروس کرینیتوس در سال ۱۵۰۴ از De honesta disciplina جمع آوری شد، که شامل اقتباساتی است از De daemonibus اثر میشل سلوس و De Mysteriis Aegyptiorum(در ارتباط با رموز مصر...)، کتابی درباره اخترشناسی و جادوی آشوری توسط ایامبلیکوس که یک نوطرفدار افلاطون در قرن چهارم بود. نسخه لاتین هر دوبتازگی در لیون منتشر شده بودند و اقتباساتی از هر دو دردو شعر اول نوستراداموس بیان شده بودند(در مورد دوم تقریبا لفظ به لفظ آمده‌است) که شعر اول در ضمیمه این مقاله آورده شده‌است. اگرچه درست است که نوستراداموس در سال ۱۵۵۵ مدعی شد که تمامی کارهای مربوط به غیب و اسرار در کتابخانه اش را به آتش کشید، اما دقیقا نمی‌توان گفت کدامین کتاب‌ها در آتش از بین رفته بودند. این حقیقت که آن‌ها ظاهرا با شعل‌های که به صورتی غیر عادی درخشان بوده سوختند، نشان می‌دهد که برخی از آن‌ها دست نوشته‌هایی بر روی پوست بودند که بطور معمول با شوره قلمیمورد استفاده قرار می‌گرفتند.

در قرن هفدهم بود که مردم متوجه تکیهِ نوستراداموس بر کارهای پیشین شدند.. شاید این بتواند توضیحی برای این حقیقت باشد که در آن دوره،» پیشگویی‌هاً ظاهرا در فرانسه بعنوان مطالب کلاسی استفاده داشت. «

تکیه و وابستگی نوستراداموس به سوابق تاریخی از این حقیقت مشهود است که وی آشکارا درچندین موقعیت لقب «پیشگو» (به معنای کسی که خود دارای قدرت پیشگویی است) را رد کرد:

«پسرم اگرچه من از کلمه «پیشگو» استفاده کرده‌ام، اما چنین مقام بالایی را به خود نسبت نمی‌دهم. -» مقدمه سزار"، ۱۵۵۵ و همین طور من نام و یا وظیفه پیشگو را به خود نسبت نمی‌دهم. - «مقدمه سزار»، ۱۵۵۵"

«برخی از پیشگویی ها اتفاق افتادن حوادث عجیبی را پیشبینی کرده‌اند. بهرحال من به هیچ وجه چنین عنوانی را به خود نسبت نمی‌دهم. -»نامه به شاه هنری دوم«، ۱۵۵۸»

«اما من این شهامت را دارم که به لطف تحقیقاتم وبا در نظر گرفتن آنچه طالع بینی علمی می‌گوید پیش‌بینی کنم(هرگز در مورد جزئیات ضمانت نمی‌دهم) و مردم را در مورد تهدیدات ستاره‌ها آگاه کنم. و من آنقدر احمق نیستم که وانمود کنم پیشگو هستم. - نامه گشاده به پریوی کانسیلر(بعدها چنسلر) بیراگ، ۱۵ ژوئن ۱۵۶۶»

تمرد وی از پذیرش عنوان «پیشگو» با حقیقت عنوانی که به کتابش داد سازگار است: (عنوانی که در زبان فرانسه به معنای «پیشگویی‌هاا»توسط«ام میشل نوستراداموس است که دقیقا همان چیزی است که آن‌ها هستند، یعنی»پیشگویی‌ها «ی» نوستراداموس" که به غیر از چندین مورد، هیچ یک از آن‌ها جدا از نحوه ویرایش بیان و بکارگیری برای آینده نبودند.) انتقاد از نوستراداموس در مورد ادعا درباره پیشگو بودن در واقع انتقاد از او برای چیزی است که او هرگز مدعی آن نشده‌است.

با توجه به اتکا و تکیه نوستراداموس بر منابع ادبی، این قضیه مورد شک می‌باشد که آیا وی برای ورود به وضعیت خلسه، غیر از تعقل، تفکر و دوره تکوین(به معنای در سر پروردن) روش خاص دیگری را بکار گرفته‌است یا نه. تعریف خاص نوستراداموس از این فرآیند در «نامه ۴۱» عنوان شده‌است

افسانهِ مشهوردر مورد استفادهِ نوستراداموس از روش‌های قدیمی خیره شدن به شعله و یا آب و یا هردو بر پایه بی تامل خواندن دو شعر اول وی می‌باشد که در آن‌ها کارهای نوستراداموس به کارهای دانشمندان معبد دلف یونان و برانچیدیک تشبیه شده‌است. اولین مورد در پایان این مقاله چاپ شده‌است. مورد دوم را می‌توان با مراجعه به سایت مربوطه دید.(به لینک‌های خارجی رجوع شود.) نوستراداموس درتقدیم‌نامه خود به شاه هنری دوم اینگونه شرح داد «از طریق آرامش روحی و آسایش خاطر، روح، ذهن و قلبم را از نگرانی‌ها و مشکلات خالی می‌کنم»، اما همیشه پپش از اشارات زیاد وی به تشریفات «سه‌گانه»ی دلف/ دلفی‌ها از کلمه «مانند» استفاده شده‌است.(بار دیگر اشارات خارجی به متون اصلی را مقایسه کنید).

تعابیر

رباعی‌ها در مورد بلایای مختلف هستند.(تقریبا تمامی آن‌ها فاقد زمان مشخص هستند) آن‌ها شامل سرایت مریضی، زمین لرزه، جنگ، سیل، حمله، جنایت، نبرد و بسیاری دیگر از حوادث مشابه هستند- تمامی آن‌ها به همان نحوی هستند که توسط «میرابیلیس لیبر از پیش خبر داده شده‌اند. دربرخی از رباعی‌ها این بلایا به صورت کلی آورده شده‌اند و در برخی دیگر در ارتباط با شخصی خاص و یا افرادی معدودی عنوان شده‌اند. بعضی تنها مربوط به یک شهر هستند و برخی چندین شهر و یا کشور را شامل می‌شوند. از جمله موضوعات اصلی حمله قریب الوقوع مسلمانان از شرق و جنوب با احساسات ضد مسیحیت به اروپا است که دقیقا منعکس کنندهِ حملات عثمانی و پیش از آن اعراب مشابه و پیش از این دو انتظارات»میرابیلیس طرفدار آزادی«است.تمامی این موارد در بطن اعتقاد به آخر الزمان ارائه شده‌است، اعتقادی که باعث بروز پیش گویی‌های آخر الزمان و مجموعه‌ای چاپ نشده توسط کریستوفر کلمبوس شد.

بعضی اندیشمندان بر این باورند که نوستراداموس برای پیشگو بودن ننوشته‌است، بلکه برای در امان ماندن از اذیت‌ها، تفاسیرش از وقایع زمان خود را با استفاده از زبانی استعاری و رمزآلود نوشت. این شبیه به تعبیرات پریتریست از کتاب وحی است.

طرفداران نوستراداموس ادعا می‌کنند که او بسیاری از حوادث بزرگ را همچون آتش سوزی بزرگ لندن، به قدرت رسیدن ناپلئون و هیتلر و حملات ۱۱ سپتامبر به مرکز تجارت جهانی را پیشگویی کرده‌است. نظرات مختلف را در ذیل مشاهده کنید.

شکاکانی همچون رندی براین باورند که شهرت نوستراداموس در پیشگویی بیشتر برخاسته از طرفداران او در قرن حاضر است که گفتارهای او را به اتفاقاتی نسبت می‌دهند که یا اتفاق افتاده‌اند و یا وقوع آن‌ها اجتناب ناپذیر است که به "غیب بینی عطف به ماسبق شهرت دارند. هیچ مدرک آکادمیکی(رجوع شود به منابع ذیل) وجود ندارد که ثابت کند نوستراداموس اتفاقی را قبل از اینکه اتفاق افتد، پیشگویی کرده باشد، مگر صحبت از اتفاقاتی که به موارد دیگر هم می‌توان آن‌ها را نسبت داد.

دیدگاه‌های متفاوت

دیدگاهی نیز وجود دارد که که می‌گوید: آمریکا با سو استفاده از این پیشگویی(یعنی خود آن‌ها انفجارها را انجام دادند، همانگونه که از این پیشگویی به نفع خودشان فیلم معروف نوسترآداموس را ساختند) تا بگویند حالا که این پیشگویی تا اینجا درست از آب درآمد پس بقیه این پیشگویی نیز به همین صورت امکان پذیر خواهد بود، که این موضوع باعث ترس جامعه آمریکا شد و اجازه هر گونه عمل پیشگیرانه را به خود دادند.

در ادبیات موجود و در اینترنت دیدگاه‌های کاملا متفاوتی در این زمینه وجود دارند. در یک طرف دیدگاه‌های بسیار آکادمیک مانند دیدگاه‌های ژاک هالبورن(رجوع کنید به free. fr/analyse. html و free. fr/mndamus. html)) وجود دارد که مفصلا بیان می‌دارند که«پیشگویی‌های» نوستراداموس در واقع مطالبی جعلی هستند که بعدها توسط افرادی با اهداف سیاسی نوشته شده‌اند. اگرچه احتمالا هالبرون بیش از هر کس دیگری در مورد این متون و اسناد مربوطه می‌داند(وی به کاوش و تحقیق در مورد بسیاری از آن‌ها کمک کرده‌است)، اما نظریات وی را بسیاری از دیگر متخصصان در این زمینه رد کرده‌اند.

در طرف دیگر، انبوهی از کتاب‌های جدید و وب‌گاه‌های خصوصی وجود دارند که نه تنها پیشگویی‌های نوستراداموس را حقیقی می‌دانند بلکه از وی به عنوان یک پیشگوی واقعی یاد می‌کند. بدلیل تعابیر و تفاسیر توام با خیالپردازی، این گروه در مورد اینکه نوستراداموس چه چیزی را پیشگویی کرده و پیشگویی‌هایش در مورد آینده بوده یا گذشته به توافق نرسیده‌اند. با این وجود این گروه در مورد اینکه نوستراداموس انقلاب فرانسه، ناپلئون بناپارت، هیتلر[۱۱][۳]، هم جنگ‌های جهانی و هم تخریب اتمی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی. در این زمینه توافق وجود دارد که وی تمامی وقایع مهم در زمان انتشار یک کتاب را پیشبینی کرده‌است، از فرود آپولو در ماه، مرگ پرنسس دیانا، پرنسس ویلز و حادثه فضاپیمای چلنجر، به وقایع ۱۱ سپتامبر: چنین به نظر می‌رسد که این جنبه 'movable feast' از ویژگی‌های این ژانر است.

احتمالا اولین کتابی که در انگلیس مشهور شد، کتاب هنری سی رابرت «پیشگویی‌های کامل نوستراداموس» در سال ۱۹۴۷ بود که طی ۴۰ سال پس از آن حداقل ۷ بار تجدید چاپ شد، این کتاب شامل رونوشت پیشگویی‌ها، ترجمه آن‌ها بهمراه تفسیری کوتاه است. پس از آن در سال ۱۹۶۱ کتاب کاملا بیطرف ادگار لئون بنام «نوستراداموس و پیشگویی‌هایش» منتشر شد که تا پیش از سال ۱۹۹۰ بهترین و کاملترین تحلیل ازپیشگویی‌های نوستراداموس در سطح جهان بشمار می‌رفت. پس از آن کتاب مشهور اریکا چیتام بنام «پیشگویی‌های نوستراداموس» انتشار یافت که در واقع شامل چاپ مجددی از نسخه قبلی سال ۱۵۶۸ بود که از سال ۱۹۷۳ چندین بار ویرایش و چاپ شده بود و در آخر بنام «پیشگویی‌های نهایی نوستراداموس» منتشر شد. این کتاب به عنوان اساس فیلم مشهور ارسون ولس بنام مردی که فردا را دید مورد استفاده قرارگرفت. جدا از ترجمه دو قسمتی اثر جین-چارلز دی فونبروم بنام «نوستراداموس: historien et prophète» در سال ۱۹۸۰، می‌توان گفت که این گونه کتاب‌ها با کتاب‌های مشهور جان هوگ در مورد پیشگویی از سال ۱۹۹۴ به بعد به نقطه اوج رسیدند که شامل «نوستراداموس: پیشگویی‌های کامل»(۱۹۹۹) و کتاب اخیر "نوستراداموس: زندگی و معماً(۲۰۰۳) می‌باشد.

به غیر از رابرتس، این کتاب‌ها و کارهای تقلیدی مشابه آن‌ها نه تنها در مورد توان پیشگویی نوستراداموس متفق القول بودند، بلکه در مورد برخی جنبه‌های زندگینامه او نیز توافق داشتند. او از خاندان اسرائیلی ایساچار بوده و تحت آموزش پدربزرگنانش بوده که هر دو در دربار پادشاه خوب رنهدر Provenceطبیب بودند، وی در سال ۱۵۲۵ وارد دانشگاه مون‌پلیه شد. وی در بازگشت در سال ۱۵۲۹ با موفقیت مدرک طب خود را دریافت کرد و در دانشکده پزشکی به تدریس پرداخت، تا زمانیکه عقاید وی محبوبیت خود را از دست دادند، وی دارای این عقیده بود که مرکزیت جهان در خورشید است، نوستراداموس به شمال-شرق فرانسه سفر کرد و در آنجا در«خانقاه اوروال» رباعیات پیشگویی خود را نوشت، وی در جریان سفرهایش کارهای خارق العادهِ زیادی انجام داد که از آن جمله این است که نام پاپ آینده را مشخص کرد و بیماری طاعون را در منطقه اکس‌آن‌پروانس و در مناطق دیگر درمان کرد، نوستراداموس همچنین

از دهه ۱۹۸۰ تا کنون این امر مخصوصا در فرانسه با واکنش‌های آکادمیک روبرو شده‌است. چاپ نامه‌های خصوصی نوستراداموس در سال ۱۹۸۳ و طی سال‌های پس از آن نسخه‌های اصلی سال‌های ۱۵۵۵ و ۱۵۵۷ کشف شده توسط چومارات و بنازرا به همراه کشف بسیاری از مطالب آرشیو شده نشان داد که بسیاری از حرف‌هایی که در مورد نوستراداموس گفته شده بود با اسناد حقیقی مطابقت نداشت. رندی جیمز از چهره‌های دانشگاهی می‌نویسد که هیچ سند معتبر امروزی هیچ یک از ادعاها را ثابت نمی‌کند. بسیاری از ادعاها مشخصا براساس شایعات غیر معتبر بوده‌است که توسط مفسران بعدی همچون ژابرت(۱۶۵۶)، گوناد(۱۶۹۳) و بارست(۱۸۴۰) بر اساس تفاسیر غلط از متون فرانسوی قرن ۱۶ و یا بر اساس کذب محض بعنوان حقیقت نقل شده‌اند. حتی ادعایی که رباعی L۳۵ دقیقا مرگ پادشاه هنری دوم را پیشگویی کرده‌است در سال ۱۶۱۴، یعنی ۵۵ سال پس از آن واقعه چاپ شد .

بالاتر از همه اینکه چهره‌های دانشگاهی که خود سعی دارند از هر گونه تفسیر غلط بپرهیزند، اذعان داشتند که ترجمه‌های انگلیسی اغلب دارای کیفیتی پایین داشتند، هیچ دانشی از فرانسه قرن ۱۶ را نشان نمی‌دادند، غرضمند ترجمه شده بودند و بدتر از همه اینکه در مواقعی به گونه‌ای ترجمه شده بودند که کاملا شبیه به چیزی شوند که به آن رجوع داده می‌شدند(و یا برعکس). مطمئنا هیچ یک از آن‌ها بر اساس نسخه اصل نبودند: رابرتز ترجمه خود را بر اساس نسخه سال ۱۶۷۲ نوشته بود و چیتهام و هوگ بر اساس نسخه منتشر شده پس از مرگ نویسنده در سال ۱۵۶۸. حتی لئونی که ترجمه‌اش کمی قابل قبول‌تر از بقیه‌است، به اقرار خودش در صفحه ۱۱۵ ترجمه، هیچ وقت نسخه اصلی را ندید. این در حالیست که او در هیچ یک از صفحات پیشین هیچ اشاره‌ای به این مطلب نکرده‌است که بسیاری از مطالبش بدون منبع است.

با این حال هیچ یک از مفسران انگلیسی بدلایل زبانی و زمانی به این تحقیقات و تفسیرها دسترسی نداشتند. هوگ بدلیل موقعیتی که داشت از این منابع برخوردار بود، اما در سال ۲۰۰۳ بود که وی اقرار کرد برخی از مطالب بیوگرافی‌های قبلی او جعلی و دروغین بوده‌است. در همین حال اندیشمندان معترض از تلاش‌های پیشین نویسندگانی(هویت ۱۹۹۴، اواسان ۱۹۹۷، راموتی ۱۹۹۸) بودند که سعی در استخراج معنی پنهان متون با استفاده از قلب کلام، کدهای عددی، گراف و دیگر ابزارها بودند.

فرهنگ غالب

پیشگویی‌های نوستراداموس در قرن بیست و بیست و یک به صورت یک فرهنگ غالب درآمدند. نوستراداموس و پیشگویی‌هایش موضوع هزاران کتاب(داستانی و غیر داستانی) شدند، زندگی نوستراداموس در چندین فیلم و برنامه‌ِ ضبطی نمایش داده شد و نوشته‌های وی به موضوع مورد علاقه مطبوعات تبدیل شدند.

همچنین درچندین حقه مشهور اینترنتی، رباعی‌هایی به سبک رباعی‌های پیشگویی‌های نوستراداموس از طریق ایمیل به عنوان واقعیت منتشر شدند. مشهورترین نمونه مربوط به ویران شدن مرکز تجارت جهانی در حادثه ۱۱ سپتامبر۲۰۰۱ است که منجر به برخی حقه‌ها و تفاسیر مجدد توسط علاقه‌مندان چنین رباعیاتی شد.

حمله ۱۱ سپتامبر، ۲۰۰۱ در نیویورک منجر به تفکر در مورد پیشگویی احتمالی نوستراداموس در مورد این واقعه شد. طرفداران نوستراداموس رباعی‌های VI. ۹۷ و I. ۸۷ را به عنوان پیشگویی احتمالی این حادثه عنوان کردند، در حالیکه اندیشمندان این موضوع را بی‌ارتباط عنوان کردند(بخش‌های مربوطهِ وب‌گاه‌های Lemesurier وSnopes را که در ذیل آورده شده‌است مقایسه کنید)



شعر ماه


دیدگان تو در قاب اندوه

سرد و خاموش

خفته بودند

زودتر از تو ناگفته ها را

با زبان نگه گفته بودم

 

از من و هرچه در من نهان بود

میرمیدی

میرهیدی

یادم آمد که روزی در این راه

ناشکیبا مرا در پی خویش

میکشیدی

میکشیدی

آخرین بار

آخرین بار

آخرین لحظهء تلخ دیدار

سر به سر پوچ دیدم جهان را

باد نالید و من گو کردم

خش خش برگهای خزان را

 

باز خواندی

باز راندی

باز بر تخت عاجم نشاندی

باز در کام موجم کشاندی

گرچه در پرنیان غمی شوم




 ((  فروغ  ))

واسه خاطر دل تو



و سخت است آن هنگام که دستهای کسی را که دوستش داری در دستان کس دیگری می بینی و نمی توانی چیزی بگویی
جز اینکه : ای غریبه ...........
مواظب عشق من باش






وقتی که حرفای دلم جا می گیرن توی یه آه ............






عزیز هم پرسه من ........................................................






دلــــم تنــــگ آن روزهایی شده
که می توانستم از تــــه دل بخــــندم






اینکه توهم داشته باشی که عاشق هستی
خیلی بهتر از اینکه
توهم داشته باشی بقیه عاشقت هستند






هر آدمی ، تو زندگیش ، یه نفری ُ داره که نداره ........






این روزها شیر هم راضیه با دمش بازی کنن. . . ولی با دلش نه . . .






فریاد را همه می شنوند
هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است






هنوز هم مرا به جان "تـــو" قسم مى دهند
مى بينى
تنها من نيستم که رفتنت را باور نمى کنم






معنای انتظار را نه من می دانم و نه تو

معنایش را باید از مادر شهید گمنام پرسید .........






گاهی بهترين وسيله برای فراموشی، ديدار دوباره است ....






زرد است كه لبريز حقايق شده است
تلخ است كه با درد موافق شده است
شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي
پاييزبهاري است كه عاشق شده است






خاطره یعنی یک سکوت غیر منتظره میان خنده هایی بلند






با دست هایت مرا نشانش می دهی و می خندی

همان دستهایی که روزی در حسرت به آغوش کشیدنم

نفس نفس می زدند ..........






خدایا ......

خیلی ها دل من رو شکسته اند






عشق با هم صعود کردن نیست،

عشق در وقت سقوط با هم بودن است .....






یک لحظه آغــــــــــوش بی ریا
به هــــــزار سال همخوابگی می ارزه ....






او که گریان کرد چشمی را نصیبش خنده نیست .....






هوای گریه دارم ...............

ای بغض به نفسم راه بده

ای اشک من رو یاری کن ...............................






اينقدر که براي " خر " کردن من سعي کردي، براي خودت وقت ميگذاشتي حتما " آدم " ميشدي






مترسک دلش می خواست برای جوجه پرنده هایی که بازی می کردند دست تکان دهد .....






وقتي کسي رو ناراحت ميکني ،

فقط خودت ميتوني آرومـش کني






حسادت منشا تمام انرزیهای منفی است ...........






به سلامتی مادر .....

که بدون هیچ توقعی .....

مهربان است






نمی خواهم بعد از مرگم به احترامم یک دقیقه سکوت کنی

اکنون که زبانت نیش دارد دهنت را ببند ............






گاهی پروانه ها هم
اشتباه عاشق میشوند
بجای شمع
گرد چراغهای بی احساس خیابان می میرند






اگه یکی هست که به فکر خوشحال کردنته
این یعنی خوشبختی






چقدر دیر فهمیدم ......

زندگی همان لحظاتی بود که منتظر گذشتنشان بودم .....






اشک های تلخی که بر گورها می چکندحرف هایی هستند که روزگاری باید بر زبان می آمدند ............






این همه از تاریکی بد نگویید
شما که فروش چراغتان،
به لطف همین تاریکی ست .






همه چیز زیر سر من بود ...........

وقتی سرم روی شانه های تو بود






سهم من از امروز خاطرات دیروز بود،

وای به حال فردا،

چیزی به جز تکرار نیست






تـــو وقتی شادی میخندی
مـن وقتی تــو شادی میخندم






تکیه نکن بر عصای تنهایی ات

شانه هایم را خدا برای تو آفریده






با شكستن پاى ديگران ما بهتر راه نخواهيم رفت






کاش میدانستم چه کسی این سرنوشت را برایم بافت...آنوقت به او میگفتم: آنقدر "یقه" را تنگ بافته ای که"بغض"هایم را نمیتوانم فرو دهم






انسان های بزرگ دو دل دارند:دلی که درد می کشد و پنهان است،دلی که میخندد و آشکار است






بيگناه پای دار رفت و خندید؛ نمیدانست که بالای دار خواهد رفت...

چاقو دسته خود را برید و محبت، خارها را گُل نکرد...

همانگونه که دوری، دوستی نیاورد؛ و پول خوشبختی آورد...






ای مترسک ....

بیهوده به این مزرعه جهنمی دل مبند

کلاغی که دیروز آرزوی دیدنش را داشتی

امروز بر شانه های مترسکی دیگر آشیانه کرده است ...





رابطــه ها مجــــازي شدن

ولـي دردهـا که همچنــان حقيقــي اند ........





دیوانۀ روزهایی هستم که مهربان میشوی
حتی اگر ندانم چرا





و .....

دل آدمکها میشکند ........

آدمک ها هم گریه می کنند .............






دیگــر
نـمی نــویسـمت ...
هــرکـس بــه چشــم هــایــم
نگــــــاه کنــد تـــو را خــواهــد خــوانـد....





کلاغ هم زیباست
به شرط آن که
زیبایی های طاووس را
در آن جستجو نکنیم ......................





دیگر بوی آدمیزاد نمی دهیم

گرگ ها هم برای خوردنمان ناز میکنند





همـــه نیــمکتـــهای پــارک دو نفــــره‌اند

بــی‌خیــــال

روی چمــــن میـــشیــــنم





از درد های کوچک است که آدم می نالد
وقتی ضربه سهمگین باشد، لال می شوی





دوست دارم به هیچی‌ فکر نکنم
حتی یک روز ، حتی چند ساعت
ای کاش می شد





تــو نمـی دانـی فـاحشــ ـه کیـسـت

شـایـد همـان بـاکـــ ـره ایسـت کـه تـو عشـق اولـش بـودی








گفتگو با دكتر ربابه شيخ الاسلام؛ مدیر جشنواره تناسب اندام، بدنسازي از تهديد تا سلامت



گفتگو با دكتر ربابه شيخ الاسلام؛ مدیر جشنواره تناسب اندام، بدنسازي از تهديد تا سلامت

بمناسبت برگزاری همایش وجشنواره تناسب اندام و بدنسازی، تهدید تا سلامت

دكتر ربابه شيخ الاسلام متخصص اپيدميولوژي تغذيه است.پس به آنچه در عرصه ي سلامت كشور مي گذرد آشناست و فرصت ها و تهديدهاي اين حيطه را مي شناسد.اكنون اين متخصص بهداشت عمومي به عنوان رييس جشنواره اي كه براي گوشزد كردن اين فرصت ها و تهديد ها در حوزه تناسب اندام و بدنسازي آغاز به كار خواهد كرد به گفتگوبا ما نشسته است؛جشنواره اي با عنوان تناسب اندام و بدنسازي از تهديد تا سلامت.


گفتگو با دكتر ربابه شيخ الاسلام؛ مدیر جشنواره تناسب اندام، بدنسازي از تهديد تا سلامت





.

هدف شما از برگزاری این همایش و جشنواره چیست؟

هدف اصلی برگزار کنندگان این همایش اول اطلاع رسانی در زمینه لزوم استفاده از روش های صحیح تناسب اندام وحفظ سلامت جسمانی است که خوشبختانه جوانان ما گرایش زیادی به استفاده از باشگاه ها و کنترل وزن و حفظ تناسب اندام خود دارند ولی نکته مهمی که برای مدیران بخش سلامت دغدغه ایجاد مي‌کند بکار گیری روش های نادرست خصوصا برای کاهش وزن و در اصطلاح عام بدن سازی، به روش های نادرست ، رژیم های بسیار غلط غذایی و استفاده از مواد و بعضا هورمونهایی است که سلامت را بشدت در معرض خطر قرار مي‌دهد .

شاهد بوده ایم که متاسفانه گاهی جوانانی با مشکلات کلیوی ، کبدی کارشان به دیالیز و حتی مرگ کشیده شده است و یا دچار عوارض غیر قابل برگشتی شده اند که تا اخر عمر آنها را از داشتن یک زندگی سالم و شاداب محروم مي‌کند. اطلاع رسانی در زمینه شیوه زندکی سلامت نگر ،انجام ورزشهای متناسب، پیشبرد فرهنگ همگانی تناسب اندام ایمن ، اجتناب از روش های مضر و خطرناک و مواد روانگردان از اهداف بخش اول این برنامه است


در بخش فراخوان علاقمندان مي‌توانند با شرح حال نویسی، مقاله نویسی، كاریكاتور، خاطره نگاری، فیلم های كوتاه، وبلاگ نویسی، عكس، ارایه نمایش و ... در این جشنواره شرکت کنند با توجه به اینکه از دیدگاه سلامت و ایمنی ورزش و بدن سازی قبلا کار زیادی انجام نشده قرار شده است این اطلاع رسانی سه ماه ادامه داشته باشد و مصاحبه های مفید توسط خبرگان این رشته، متولیان و مدیران بخش های مرتبط ادامه ادامه پیدا کند و در این مدت فرصت برای علاقمندان شرکت در فراخوان برای ارسال آثار وجود داشته باشد امید واریم بتوانیم رسانه های همگانی را برای شرکت گسترده در این اطلاع رسانی بیاری بگیریم


محور های تعین شده برای شرکت کنندگان فراخوان شامل :

 رژیم های غذایی

 نسخه ها و برنامه های بدنسازی،

 مكمل های غذایی

 هورمونها و شبه هورمونها،

 نوشیدنی های ورزشی،

 ابزارها و دستگاه ها،

 مكمل های ورزشی

 مراكز ارائه دهنده خدمات تناسب اندام و بدنسازی

 اهداف، انگیزه ها و فرهنگ تناسب اندام و بدنسازی

 منابع اطلاع رسانی و آموزشی،

 و استانداردها

مي‌باشد

آثار ارسالی در کمیته علمی داوران مورد بررسی قرار خواهد گرفت و بهترین ها در جشنواره ای که در پایان مهلت ارایه آثار برگزار مي‌شود جوایز خود را از دست هنرمندان و ورزشکاران محبوب خود دریافت خواهند کرد.

در زمینه اطلاع رسانی از چه ابزاری استفاده مي‌کنید؟

ما در نظر گرفته ایم که از شبکه های مجازی مانند پرشین بلاگ ، سلامت نیوز ، بهسایت ایران و سایر سایت های خبری مرتبط با سلامت فراخوان بگذاریم . در این فراخوان از همه علاقمندان به سلامت و خصوصا جوانان خواسته شده است با در این جشنواره  شرکت کنند

از اساتید ، متولیان ورزش و سلامت همگانی، پزشکان، خصوصا متخصصانی که عوارض روش های نادرست پرورش اندام یا بدن سازی و کاهش وزن را در مطب های خود مشاهده کرده اند درخواست داریم در این بسیج اطلاع رسانی شرکت کنند و با تلفن و یا ارسال یک پیام به سایت هایی که فراخوان را در آن مي‌بینند آمادگی خود را برای مصاحبه اعلام نمایند. تا این مصاحبه ها از طریق جراید ، سایت ها ، شبکه های مجازی رادیو و تله وزیون به اطلاع همه برسد .

هدف نهایی ما این است که تهدید های ناشی از روش های نادرست را برای مردم ، خانواده ها و خصوصا جوانان روشن کنیم و با ترغیب و تشویق استفاده از روش های صحیح یرای کاهش و تناسب وزن ، تناسب اندام ، حفظ توان جسمانی تلاش کنیم که کسانی که به ورزش و سلامت جسمي‌ و روانی خود بها مي‌دهند گرفتار تهدید های ناخواسته نشوند .

آیا منظورتان از استفاده از کلمات تهدید تا سلامت انتقال همین پیام است ؟

دقیقا همین منظور و همین پیام برای جوانان ، متولیان ورزش های همگانی ، باشگاهها ، و ارایه دهندگان مجوز به این مکانهاست که گاهی نظارت کافی بر آنها اعمال نمي‌ شود و جوانی که به هر دلیل برای پرورش اندام و در حقیقت متناسب و قوی شدن مراجعه مي‌کند با اعتماد کامل به دستوراتی عمل مي‌کند که ممکن است او را دچار مشکلات غیر قابل برگشت کند .

در بعضی از مکانهای غیر مجاز موادی شیمیایی محرک و اعتیاد آور برای کاهش وزن توصیه شده و بفروش مي‌رسد خصوصا در بعضی آرایشگاه های زنانه حتی استفاده از شیشه برای کاهش اشتها و کاهش سریع وزن رد و بدل مي‌شود وشوق وافر کاهش سریع وزن مثلا برای رفتن به یک مهمانی و اندازه شدن لباس دختران و زنان جوان ما را به دام اعتیاد و از دست رفتن کامل سلامت روانی مي‌ اندازد. مشکلی که متاسفانه رهایی از ان بسیار دشوار است.


چرا روز بروز آمار چاقی در کشور ما بیشتر مي‌شود و برای کاهش این روند چه باید کرد ؟

اضافه وزن و چاقی از پدیده های قرن جاری است و دنیا مواجه با این مشگل است و تنها کشور ما در معرض این خطر نیست شیوه ناناسب زندگی ،استرس ، پرخوری ، استفاده از غذاهای چرب ،سرخ شده و خصوصا غذاهای مغازه ای و فست فود ها که عمدتا با روغن و مواد اولیه نامناسب تهیه مي‌شوند و مهمتر از آن کاهش شدید فعالیت های بدنی به اضافه وزن و چاقی منجر مي‌شود . متاسفانه بخش زیادی از افراد شاغل کشور در ادارات ، سازمانها و وزارتخانه ها، کارخانه ها ،سرباز خانه ها و ... یک وعده غذا مي‌خورند و چون میزان کالری این غذا ها بیش از نیاز یک وعده است و افراد هم اغلب پشت میز نشین هستند و تحرک کافی برای سوزاندن کالری اضافه ندارند وزن اضافه مي‌کنند و خود را در معرض بیماریهای زیادی قرار مي‌دهند .


آیا در این اقدام سلامت نگر سازمانهای متولی سلامت و فرهنگ سازی با شما همکاری مي‌کنند؟

من و همکارانم به سازمانها و متولیان زیادی صحبت کرده ایم و در حال رایزنی هستیم دفتر آموزش و ارتقای سلامت در وزارت بهداشت با استقبال از این اقدام حمایت کرده است. مدیر فعال دفتر آموزش سلامت خانم دکتر رخشانی قول داده اند که تمامی دانشگاههای کشور را در این زمینه مطلع و برای شرکت در فراخوان تشویق کنند سازمان صدا و سیما مانند همیشه از ایده های خوب برای ارتقای سلامت استقبال مي‌کند و خصوصا رادیو جوان مي‌تواند با همکاری ارزشمند در اطلاع رسانی شرکت کند و با متخصصین ورزشی که اطلاعات علمی مفیدی در این زمینه دارند مصاحبه هایی انجام دهد .


ایا با وجود شیوع رو به گسترش بیماریهای شایع غیر واگیر که چاقی و تغذیه نامناسب و عدم تحرک از عوامل خطر آن هستند شما چه ضرورت هایی را به متولیان مختلف توصیه مي‌کنید و غفلت ها در این زمینه چه خطراتی را بدنبال دارد

بنظر من افدامات زیادی در مورد فرهنگ ورزش همگانی بعمل آمده است که باید از مسوولین آن تشکر کرد اقداماتی که باید با حمایت بیشتر متولیا ن افزایش یابد . آموزش و ایجاد مهارت های فردی برای سلامت باید در کشورمان از طرق متفاوت نهادینه شود

• فرهنگ انجام کار بدنی ، نرمش و ورزش باید از دوران کودکی و در مهد های کودک مورد توجه قرار گیرد. کودکان باید بیاموزند که بخشی از وقت روزانه خود را باید برای ورزش با توجه به علایق خود تخصیص دهند

• نوجوانان و جوانان در دروس خود باید از اهمیت ورزش برای سلامت روان ، شادابی و توانمندی عضلانی مطالب علمی در اختیار داشته باشند و از خطراتی که بی توجهی به تعادل بین خوردن و فعالیت بدنی بوجود مي‌اورد آگاه شوند

• ورزش و تلاش برای تناسب اندام که خود شادابی و تعادل روانی و کاهش استرس را برای ما به ارمغان مي‌اورد باید بعنوان ابزار مناسب کاهش اعتیاد جوانان مورد توجه مقامات مسوول کشوری قرار گیرد

• کریکولوم آموزشی دانشجویان همه رشته ها و خصوصا پزشکی و پیرا پزشکی با توجه به افزایش رو به ازدیاد بیماریهای غیر واگیر مرتبط با شیوه زندگی و کاهش تاسف آور سن ابتلا باید تغییرات مناسب پیدا کند

• مشاوران روانشناسی ، پرستاران ، و کارکنان بهداشتی نیز نیاز به آموزش های بیشتری در این زمینه هستند متخصصین روانپزشکی اگر چه آگاهی بسیار در زمینه کاهش استرس ، اضطراب و افسردگی با افزایش فعالیت بدنی مانند راه رفتن تند ، شنا ، دویدن و... دارند ولی متاسفانه تاکید کمتری در این زمینه به بیماران مي‌کنند

• ادارات و سازمانهایی که یک وعده غذا برای پرسنل خود سرو مي‌کنند باید از متوسط میزان نیاز به کالری و میزان کالری وعده ی غذایی که ارایه مي‌دهند آگاه باشند

• وزارت بهداشت مي‌تواند تمامي‌ سازمان ها را ترغیب کند که بر روی وزن کارکنانشان حساسیت بخرج دهند و تناسب وزن که خود موجب کاهش بیماری مي‌شود یکی از شرایط ارقای شغلی باشد.

• در بعضی از کشور ها میزان حمایت بیمه ای را برای افراد چاق کمتر مي‌کنند تا مردم تشویق شوند که مراقبت از وزن خود را بعنوان یک شاخص سلامت مورد توجه قرار دهند.


آیا شما در صدد جلب حمایت های معنوی هم برای این برنامه هستید ؟

بله من از هنرمندان کشور که مورد علاقه واحترام مردم و جوانان کشور هستند بعنوان حامیان معنوی این اطلاع رسانی که نهایتا به برگزاری یک چشنواره ملی در اواخر پاییز و یا اوایل زمستان منجر مي‌شود دعوت مي‌کنم که از این فکر و اقدام سلامت نگر به ما کمک کنند. شاید داشتن یک لوح تقدیر با امضای یک هنرمند برای جوانی که در فراخوان ما شرکت مي‌کند و توسط هیئت داوران برنده مي‌شود با ارزش ترین هدیه ای باشد که در تمام مدت عمر خود آنرا حفظ مي‌کند و به داشتن آن مي‌بالد


و سوال آخر آرزو دارید نتیجه این تلاش مشترک چه دستاوردی داشته باشد؟

آرزوی اول من آنست که ما در ایران با هم کارکردن را بیاموزیم در حال حاضر در همه زمینه های ورزش و سلامت اقدامات مفید و ارزشمندی در حال اجراست البته مثل همه کارها خیلی از ادارات از کارهای همدیگر خبر ندارند ، از توانایی ها و تخصص های موجود که مي‌شود از آنها بهتر بهره گرفت بی اطلاع هستند . موازی کاریهایی وجود دارد ما با امیدواری از همه متولیان و مدیران مرتبط با موضوع کشور دعوت مي‌کنیم که دست گروه اجرایی را بگیرند و اجازه دهند برای حل مشکلات موجود بیانیه نهایی جشنواره با کمک و تایید همه منتشر شود . ممکن است ما نتوانیم به ایده آلهای خود برسیم ولی مسلما با همکاری و همدلی مي‌توان بخشی از مشکلات را حل کرد و با نگاهی ظریف به شرح وظایف ها نقاط قوت را تشدید و نکات منفی را کاهش داد